گر كه بودى در زمين و آسمان * مر خدايان جز خداى بىنشان
هر دو پس گشتى تباه اين عرش و فرش * پس بود پاك آن خدا خلاق عرش
زانچه وصفش مىكنند از بىخرد * ز اتخاذ كفو و انباز و ولد
64 -
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
( سوره قمر آيه 55 )
در مكان و مجلس صدق استوار * نزد شاهى مالك ذو الاقتدار
مقعد صدق مليك مقتدر * وحدت ذاتيه است از وجه سر
65 -
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
( سوره حديد آيه 3 )
اول است اعنى كه پيش از ممكنات * نى كه او را اولى باشد بذات
اول اعنى كرده بر خلق ابتدا * اولى نى كآيد او را انتها
اول است اعنى بذات خود قديم * اخر اعنى بعد اشيا هم مقيم
چون نماند هيچ موجودى بجا * او بماند هم بذات خود به پا