50 - 52
وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ
( سوره بروج آيات 20 - 22 )
حق محيط است از وراشان بىمقال * هست بيرون رفتن از حولش محال
آنچه بل تكذيب ايشان كردهاند * هست قرآنى شريف و ارجمند
مر نوشته گشته آن ز امر متين * جمله اندر لوح محفوظ مبين
53 - 54
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
( سوره رحمن آيه 26 و 27 )
هركه هست اندر زمين فانى شود * مانده باقى ذات فردانى شود
وجه رب ذو الجلال ذو الكرم * هست و هستيها شود يك جا عدم
55 -
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
( سوره بقره آيه 31 )
پس شد آدم علم الاسما بنام * سر اشيا منكشف بر وى تمام
از خواص و نفع و ضر و خير و شر * از حقيقت و ز معانى و ز صور
عرضه شد پس بر ملائك سربهسر * كه دهيد از نامها اينسان خبر