كثرت است در وحدت ، و استهلاك كلّ است بالكلّيه در خداى تعالى .
و « جمع جمع » نزد اوّلين ، شهود ما سواى اللّه است قائم به خداى تعالى ؛ و نزد باقيان ، شهود حقّ است در خلق ؛ و گفته شده است كه : شهود وحدت است در كثرت ، و معنى واحد است ، و او بعينه « فرق بعد از جمع » است ؛ و بعضى از ايشان ناميدهاند شهود وحدت در كثرت را « جمع » ، و استهلاك مذكور را « جمع جمع » .
و امّا « احديت فرق و جمع » پس « 1 » او شهود ذات احديت متجلّيه در صور مختلفهء خود است « 2 » كه مسمّاست به « هياكل توحيد » .
پس شيخ مندرج گردانيد « فرق » را در « جمع » تا مزاحم نشود كثرت رسوم خلقيه ، عين احديت حقّيه را ؛ و مكدّر و تيره نشود صفاى مشرب كافورى به اكدار تفرقه و شورى « 3 » غيريت .
پس ايراد كرد توحيد را بعد از او به معنى « احديت جمع و فرق » « 4 » تا آنكه نبينند ضعفا « مقام فرق « 5 » ثانى » را امرى كه منافى باشد « جمع » را ، و او شهود وحدت است در كثرت و كثرت در وحدت با « 6 » اضمحلال كثرات در عين واحده ، و شهود حقيقت در اطلاق و تقييد شهودى مطلق از هر دو قيد ؛ پس مىبيند حقّ را عين مقيّد و مطلق . پس منافى نيست تقييد او را اطلاق به اين معنى ، و نه اطلاق او تقييد را . پس بيرون نمىرود از احاطهء چيزى .
آيا نمىبينى تو آنكه مقدّم قوم و باب اعظم از براى مدينهء « 7 » اين علم و ساقى قوم از مشرب كوثرى كه مخصوص شده به محمّد مصطفى - پيغمبر و سيّد ما صلى اللّه عليه و إله و سلم - ، علىّ بن ابى طالب عليه السّلام « 8 » چگونه ابتدا كرد در اشارت به سوى عين « 9 » حقيقت به قول خود كه : « كشف سبحات الجلال من غير إشارة » « 10 » ، و او محض تنزيه ذات است از تعدّد
هامش
( 1 ) . اصل : و .
( 2 ) . اصل : - است .
( 3 ) . ك : زعاق .
( 4 ) . اصل : - و فرق .
( 5 ) . اصل : - فرق .
( 6 ) . اصل : به .
( 7 ) . اصل : - مدينه .
( 8 ) . اصل : - عليه السّلام .
( 9 ) . اصل : - عين .
( 10 ) . در ذيل مقدّمهء شارح به مأخذ اين حديث اشاره شد ؛ ر . ك : ص 33 .