تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
او ، از براى لطافت و دقّت او ، و اوست آن مقامى كه گفته است پيغمبر عليه السّلام كه : « ربّ زدنى فيك تحيّرا » « 1 » . پس « نفس » است و او روحى است كه حادث مىشود به سبب انجلاى غمام پوشيده شدن و انكشاف ظلمت استتار . پس « غربت » است و او تبدّل حال اوست به حيثيتى كه مىبيند شاهد را مشهود و طالب را مطلوب ؛ پس مىباشد غريب در دارين . پس قرار مىگيرد حال او به آنكه داخل مىشود در وسط مقام و تجاوز مىكند از حدّ تفرّق . پس ناميده مىشود حال او را « غرق » . پس واقع مىشود در « غيبت » « 2 » از حال خودش به سبب وجود مشهودش بدون آنكه شعورى باشد او را به حال خود . پس « متمكّن » مىشود به سبب استقرار حال در حالى كه پوشيده است لباس نور وجود را ، به آنكه مخفى مىشود عين او ، از جهت تنوّر او به نور مشهود خود . پس واقع مىشود او در « مكاشفهء » عينيّه در مقام خفىّ « 3 » كه آميخته است به او عين اثنينيت ، و و اصل كرده مىشود به « مشاهده » نه مكاشفهء علميه كه او از وادى الهام است . چرا كه اين از جملهء « حقايق » است ، و مشاهده به رفع حجاب است مطلقا كه مؤدّى مىشود به « معاينه » به عين روح . زيرا كه روح در مقام خفىّ « 4 » متنوّر مىشود به نور حقّ ، پس مىبيند او را به نور او . پس « 5 » « زنده » مىگردد به حيات او . پس « قبض » مىكند او را خداى تعالى به سوى خودش قبض‌كردنى در او از عين او . پس « بسط » مىكند او را در عين قبض ، از جهت رحمت از براى خلق تا آنكه طلب ضياء كنند خلق به نور او ، و گاهى غالب مىشود بسط ، پس مىكشاند صاحبش را به سوى « سكر » از جهت سقوط تمالك از جهت شدّت طرب . پس هرگاه به « هوش »
هامش
( 1 ) . در جوامع روايى يافت نشد ، امّا در منابع عرفانى اين حديث به شكل مرفوع از پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل شده است . ر . ك . الفتوحات المكّية ، باب 69 ، ج 1 ، ص 420 و مشرب الأرواح ، ص 144 . ( 2 ) . اصل : غيب . ( 3 ) . اصل : خفاء . ( 4 ) . همان . ( 5 ) . اصل : و .
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى ) — صفحة 55 | على اوجبى / صفى الدين محمد طارمى