تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
حضرت جمع و وجود منقطع الإشارات است ؛ « 1 » پس از اين جهت است كه موجود عارف در حضرت وجود غريب است در چيزى كه موافق آيد و وفا كند به او اشارتى ، چنان كه فرموده است امير المؤمنين علىّ عليه السّلام « 2 » در بيان حقيقت كه : « كشف سبحات الجلال من غير إشارة » « 3 » . « يا شامل آيد او را اسمى ؛ » يعنى موجود عارف از عين ذات احديت است و اسمى نيست در آن حضرت و نه وصفى و نه حدّى و نه رسمى . پس او در هر موقفى « 4 » كه شامل آيد او را اسمى از اسماى خداى تعالى - يعنى احاطه كند به او و تربيت كند او را - غريب است ؛ چرا كه او بلندتر است از اين . و جائز است آنكه بوده باشد معنى آنكه : او غريب است در هر مقامى يا موطن معيّنى كه اطلاق كرده شود بر او اسم خاصّى ، از براى تعيّن او . پس به درستى كه « اطلاق » و « لا تعيّن » احاطه نمىكند به او تعيّنى . پس غربت عارف « غربت غربت » است . چرا كه او سلوك كرده است طريق حقّ را به اغتراب از عادات و رسوم خلقيه ، و قطع كرده است منازل نفس را به سوى اوديهء قدس . پس گرديده است غريب در دنيا از براى انفراد او به انوار عالم قدس از ظلمات عالم رجس ، پس اغتراب نموده است از عالم قدس و مفارقت كرده است از اهل او به احوال و تجلّيات ، و جذب كرده است او را حقّ از كثرات اسما و صفات تا آنكه محو نموده است رسم او را و فانى گردانيده است او را از وجود او در عين احديت ذات . و اين است قول او كه : « لأنّه غريب في الدنيا ، غريب في الآخرة » . زيرا هيچ يك از اهل دنيا و اهل آخرت او را نمىشناسد ؛ و او كمال فقر است كه او « سواد وجه است در دارين » « 5 » و از اين جهت است كه گفته شده است كه : « إذا تمّ الفقر فهو اللّه » .
هامش
( 1 ) . اثر حاضر ، ص 375 . ( 2 ) . اصل : - عليه السلام . ( 3 ) . مأخذ حديث در صفحهء 33 ذكر شد . ( 4 ) . اصل : پس در موقفى . ( 5 ) . عوالى اللئالى ، ج 10 ، ص 40 .
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى ) — صفحة 471 | على اوجبى / صفى الدين محمد طارمى