[ مقدّمهء مترجم ]
بسم اللّه الرحمن الرحيم
ثناى بسزا و شكر بىمنتها كه شاهباز بلندپرواز عقل كلّ ، چندانكه به جناح همّت و بال فكرت ، در هواى تعداد آن طيران نمايد ، بر ذروهء « 1 » تعقّل و آشيان عرفان آن نرسد ؛ و سمند تيزتك وهم دور دو ، هرچند كه در بيداى « 2 » حصر و عدّ آن سياحت كند ، قطع منزلى از منازل آن نتواند كرد ، نثار حضرت باعظمت ، و بارگاه صمديت مالك الملكى را كه نقش عالم را به محض كرم ، از ظلمت غيب عدم ، رسم ظهور و صورت هستى بخشيد .
و سپاس بىقياس ، لايق جناب خداوندى كه آن نقوش صور علمى را به دايرهء حقايق اعيانى كشيد ، و آن اعيان را به قدرت كامله و قوّت شاملهء خود ، عيان گردانيد .
و درود نامحصور مر واجب الوجودى را كه به حسب تجلّى ذات خود را از غيب الغيوب بر مظاهر اسماء و صفات ، خود را به خود نمود ؛ و از آئينهء وجود آدم كه خلاصهء مراياى اسماء و صفات بود ، همهء مفصّلات عالم را به طريق اجمال اظهار نمود ، لاجرم او را به تاج عزّت و كرامت « خلق اللّه آدم على صورته » « 3 » ستود ؛ و در ميان اولاد آدم ، لواى اصطفا و علم اجتبا به مظهر اسم اعظم و واسطهء ايجاد عالم و مقدّمهء حيات جملهء موجودات و خازن خزانهء علم « علّمت علم الأوّلين و الآخرين » « 4 »
هامش
( 1 ) . ذروه : بلندا .
( 2 ) . بيدا : صحرا ، دشت .
( 3 ) . بحار الأنوار ، ج 11 ، ص 111 ؛ صحيح بخارى ، ج 4 ، ص 56 ؛ صحيح مسلم ، ج 8 ، ص 141 ؛ مسند احمد بن حنبل ، ج 2 ، ص 315 ؛ جامع صغير ، ج 2 ، ص 4 . و به شكل « انّ اللّه خلق آدم على صورته » در بحار الأنوار ، ج 4 ، صص 14 - 11 ، 320 و ج 10 ، ص 176 و ج 11 ، ص 121 و الكافي ، ج 1 ، ص 134 .
( 4 ) . با اندكى تفاوت در بحار الأنوار ، ج 9 ، ص 175 و ج 17 ، ص 275 .