پس يقين و انس و ذكر و فقر اى صاحب حسب * پس غنا آنگه مقامت شد مراد اى منتجب
قسم سادس اوديه هركس در آنجا نازل است * گنج و احسان حكمت و علم و بصيرت حاصل است
پس فراست بعد از آن تعظيم و الهام دل است * پس سكينه و طمأنينه و همّت حاصل است
قسم سابع آنكه را احوال خواهد گشت طوق * روى جانان بيند از ذرّات عالم تحت و فوق
منزلش حبّ است و غيرت پس قلق من بعد شوق * پس عطش ، وجد و دهش ، هيمان و برق آنگاه ذوق
قسم ثامن در ولايات است اى جوياى نور * منزلش لحظ است و وقت است و صفاى او سرور
سرّ نفس پس غربت و پس غرق گشتن در بحور * غيبت آنگاهى تمكّن باشد اى اهل حضور
قسم تاسع در حقايق باشد اى صاحب كمال * منزلش كشف و شهودست و عيان ذو الجلال
پس حيات و قبض و بسط و شكر و صحو و اتّصال * بعد از اين نُه منزل عالىمقام است انفصال
قسم عاشر در نهايات است اى صاحب صفا * منزلت شد معرفت آنگه فنا آنگه بقا
بعد از آن تحقيق و تلبيس و وجود است اى فتى * بعد از آن تجريد و تفريد ، جمع و توحيد انتها
خواجه در مقدّمهء منازل در توجيه اينكه چرا با وجود كتابهاى مشابه در عرفان عملى دست به تأليف اين اثر زده چنين مىنگارد :
گروهى از اهل هرات و غربا كه اشتياق داشتند تا از منازل سالكان آگاهى يابند ، مدّتها از من درخواست مىكردند تا در بيان منازل سير و سلوك كتابى تأليف كنم . . . و من پس از استخاره و استعانت از خداى تعالى ، درخواست آنها را اجابت كردم .