كاذب از جهت قهر از براى نفس ، و خلاص شدن از رعونت ، و خالص و پاك گردانيدن قلب از نصيب شيطان .
[ و الدرجة الثالثة : رعاية الأوقات ]
و أمّا رعاية الأوقات فأن يقف مع كلّ « 1 » خطوة ، ثمّ أن يغيب عن خطوة بالصفاء من رسمه ، ثمّ أن يذهب عن شهود صفوه .
يعنى : آنكه بايستد در سير خود با هر گام نهادن خود تا آنكه تصحيح كند او را و بيرون آيد از عهدهء چيزى كه بر اوست در آن سير از احكام مقام او و شرائط او .
و « خطو » تقدّم است به سوى خداى تعالى در سير .
پس آنكه تجاوز نكند از خطوش تا آنكه غايب شود از او و « 2 » آنكه ببيند آنكه او جذبى است از خداى تعالى و سابقهء عنايتى است در حقّ او ، نه تقدّمى از او به نفس خودش .
و اين است از « صفاى رسمش » . پس به درستى كه رسم او نفس اوست و صفات نفس و افعال نفس . چرا كه نفس نقش و شأنى است از شئون خداى تعالى - حقيقتى از براى او نيست - پس واجب است بر او « 3 » آنكه محتجب نشود به او و به صفات او و افعال او از خداى تعالى ؛ پس ببيند اين تقدّم را از فعل او نه از فعل خود ؛ پس به درستى كه اين ديدن از فعل خود كدورت بر كدورت است .
« پس آنكه ذهاب كند » - يعنى غايب شود - از اين شهود ؛ پس به درستى كه اگر خطور كند به قلب او كه او بتحقيق « 4 » صاف شده است از رسمش ، و مشاهده كند صفاى خود را ، مىباشد اين شهود نيز از نفسش كه او كدورت است كلّش ؛ پس واجب است آنكه ذهاب كند به خداى تعالى از شهود صفاى خود .
هامش
( 1 ) . ك : - كلّ .
( 2 ) . اصل : از او به .
( 3 ) . اصل : + و .
( 4 ) . اصل : تحقيق .