پس « توفير او » يعنى « 1 » تكثّر و زيادتى او در قدر ، و حفظ از آفات و نقايص به تحقير اوست از آنچه واجب است بر او - از حفظ او و قيام به شرايطش و حقوقش - و از آنچه لايق است به حضرت حقّ ، تا آنكه واقع شود به موقع قبول .
و « قيام به او » يعنى مواظبت بر او و اداى او - كما ينبغى - « 2 » بدون آنكه نظر كند به سوى او ؛ يعنى به شمار آرد و اعتبار كند و احتساب كند « 3 » او را از براى خدا . « 4 »
« و اجراى او بر مقتضاى علم » شرعى به صدق نيّت و اخلاص نه بر سبيل تزيّن به او در نفس خود ؛ پس عجب كند با او و شاد شود به نظر كردن به سوى او و اتّصال به او يا نزد ناس به آنكه مزيّن گرداند نفس خودش را بر ايشان به زيور اعمال خود ؛ پس واقع شود در ريا و استحلاى نظر خلق به سوى او .
[ و الدرجة الثانية : رعاية الأحوال ]
و أمّا رعاية الأحوال « 5 » : فهو أن يعدّ الاجتهاد مراياة ، و النفس تشبّعا ، و الحال دعوى .
يعنى : متّهم كند نفس خود را در احوال تا منكسر شود ؛ پس ظاهر نشود به طغيان و عجب ، و شمار كند اجتهاد خودش را رياى ناس .
و ( شمار كند ) نفس خودش را - يعنى راحت يافتن وقت تجلّى به سوى روح معاينه - تشبّع . و تشبّع تكلّف است در اظهار شبع و سيرى ، و حال آنكه او جائع و گرسنه باشد . قال النبىّ عليه السّلام : « المتشبّع بما لا يملك كلابس ثوبي « 6 » زور » « 7 » و حاصل او افتخار است به چيزى كه مالك او نيست .
و ( شمار كند ) حالى را كه غالب است بر او و ظاهر است اثر او : دعوايى
هامش
( 1 ) . اصل : - توفير او يعنى .
( 2 ) . اصل : + حسبتا للّه .
( 3 ) . اصل : - كند و احتساب كند .
( 4 ) . اصل : - از براى خدا .
( 5 ) . اصل : + إلّا .
( 6 ) . اصل : ثوب .
( 7 ) . با اندكى تفاوت در : بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 123 ؛ ج 72 ، ص 255 ؛ سنن ترمذى ، ج 4 ، ص 379 ؛ صحيح بخارى ، ج 7 ، ص 45 ؛ صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 1681 و مسند أحمد بن حنبل ، ج 6 ص 167 ، 345 ، 346 و 353 .