در بيان احسان : « أن تعبد اللّه كأنّك تراه ، فإن لم تكن تراه فإنّه يراك » « 1 » .
و الدرجة الثانية : ترقّب آفات النفس و العمل
، و رؤية فضل كلّ ذي فضل عليك ، « 2 » و تنسّم نسيم الفناء .
بينا شدن به نقايص نفس ، انتظار مىبرد ظهور امراض و علل و آفات نفس را . پس خشوع مىكند قلب او را از براى اين .
و « ترقّب » انتظار و چشم داشتن است .
و « آفات عمل » فتور دواعى او ، و اخلال به شرائط اوست ، و تفرّق و جهت و نيّت است ، و دخول عجب و ريا است در او . و از آفات نفس لازم مىآيد آفات عمل ؛ پس مترقّب از براى نفس خاشع « 3 » است در عمل خودش .
و « ديدن فضل هرذى فضلى » وفا نمودن حقوق ناس ، و ترك حقوق نفس خود است ، و اعتراف به فضل غير خود ، و نسيان فضل نفس خود و ترك تزكيه و ستودن اوست ؛ از براى قول خداى تعالى كه :
فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ
« 4 » .
و « تنسّم نسيم فنا » ( يعنى وزيدن نسيم فناى تعرّض و ) پيش آمدن است از براى ظهور مبادى تجلّيات و لوامع انوار او در سرّ ، پس خشوع مىكند از براى او .
استعاره « 5 » كرد تنسّم را از براى او ، از جهت لطف آثار و ادراك فانى گردانيدن اوست ، و او از اوايل كشف توحيد و فتح باب اوست .
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 67 ، ص 313 ؛ ج 69 ، ص 203 و 354 و ج 70 ، ص 196 .
( 2 ) . اصل : و رؤية فضل عليك .
( 3 ) . اصل : شاخع .
( 4 ) . نجم / 32 .
( 5 ) . اصل : استفاده .