وعلى الثاني فاما من قبيل الوقر في الاسماع حيث يكون المخاطبون في أصلاب الآباء يسمعون بقواهم الباطنة المندمجة في قوى آبائهم أو في طينتهم التي كانت كالذر في أصلاب هؤلاء واما من قبيل القذف في القلوب حيث على عقولهم الكامنة في طيناتهم واما بعقولهم حيث يسمعون بعقولهم المندمجة في عقل أبيهم إبراهيم عليه السلام وهذا يضاهى اتحاد العاقل والعقل والمعقول « 1 » وذلك لأنه عليه السلام كان ابا لجميع المسلمين
Footnote
فقير وغنى را بأهم نشانده كه پس از نماز صميمانه دست يكديگر را بگيرند واز أحوال هم مستحضر باشند وكساني را كه تا شعاع دو فرسخ از شهر دور باشند فرمود تا هفته يكبار بنام نماز جمعه در مسجد جامع مجتمع شوند ويكديگر را ديدار كنند وگروه انبوه مسلمانان سالى يك بار بعنوان حج در سرزمين وحى ومركز دولت آسمانى حضور يابند ويكديگر را بشناسند ونواقص كار را دانسته ودر رفع نقايص كوشا باشند ودست باصلاحات اساسى زده وقدمهاى مؤثر بردارند هرگاه اين معاني را بفهمند حج أكبر كرده وبه همه خوش مىگذرد وهمه با هم مهربان وسازگارند واگر باين حقيقت نرسند وبظواهر اكتفا كنند بر همه تلخ وناگوار خواهد بود اين هيئات وجماعات كه من كل فج عميق آمده وبه ناچار روزى چند در كنار هم زيست خواهند داشت اگر محيط صميميت وصفا ايجاد نكنند به ناراحتى بسر خواهند برد اينست كه بحكم خرد بايد اين چند روز را بأهم بسازند وعيش خود را بطيش ناقص نكنند نان وطن خود را به خون نيالايند وتن وجان خود را ناتوان نسازند مىتوانند دوستان صميمى وياران فراموش نشدنى براي خود تهيه كنند أمير المؤمنين علي عليه السلام فرمايد عاجز كسى است كه نتواند براي خود دوستانى تهيه كند وعاجزتر از أو كسى است كه دوست از دست بدهد كساني كه در بازار صفا گامى نزنند وهرگز به مروه وقا نرسند دوستان خود را بىجهت بيازارند وموجبات كدورت ورنجيدگى خاطر فرآهم آرند وقدر دوست ندانند مگر عمر آدمي چقدر است كه همه آن به تجربه بگذرد گاهى مصاحبت ودوستى چندينساله به جدائى ومفارقت مىكشد
( 1 ) - وهذا المذهب ينسب إلى فرفوريوس والمخالف فيه هو الشيخ الرئيس ابن