مذهب جبر - مذهب اختيار
مراقبه : نظارت دائمى بر رفتار و خود را هماره در محضر ربوبى ديدن .
مرتبهء كثرت : مرتبهاى كه در آن موجودات به طور مستقل و متمايز از هم لحاظ شوند ، نه بهعنوان جلوه و ظهورى از حضرت حق .
مرتبهء لا تعيّن : مرتبهاى كه در آن وجود بدون آنكه متعيّن به تعيّن خاص باشد ، لحاظ شود .
مرتبهء وحدت : مرتبهاى كه سالك جز خدا هيچ نمىبيند .
مرشد : راهنما ، هدايتكننده . آنكه سالك را در سير به سوى خدا راهنمايى مىكند .
« صوفيان ، مظهر عقل را مرشد و مظهر نفس را دليل گويند كه بندگان را به راه راست هدايت مىكند . » يكى مظهر اسم اللّه و رحيم و ديگرى مظهر اسم رحمان است . فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبيرات عرفانى ، ص 712 .
معتزله : و اصل بن عطاء غزّال ( 80 - 131 ه . ق ) از شاگردان حسن بصرى از محفل درس وى كناره گرفت و حوزهء درسى مستقلى تشكيل داد . پيروان اين متكلّم را معتزله نامند . معتزله بر خلاف اهل حديث و اهل سنّت و علماى ظاهرى كه به ظواهر آيات و روايات متعبد بودند ، به نوعى تعقل و خردگرايى در آموزههاى دينى باور داشتند . بعدها يكى از شاگردان نابغهء قاضى عبد الجبّار معتزلى يعنى ابو الحسن اشعرى ( درگذشته 330 ه . ق ) از شيوههاى خردگرايانه فاصله گرفت و به عقايد اهل سنّت و حديث گراييد و مكتب فكرى جديد اشاعره بتدريج شكل گرفت .
مغالطه : به اشتباه انداختن . در اصطلاح منطق ، استدلالى است كه در ظاهر تمامى شرائط را دارد ولى در واقع مادّه يا صورت آن ، شرائط لازم را ندارد .
مقام : مرتبهاى است كه سالك در سير به سوى خدا در اثر آداب و اعمالى خاص به دست مىآورد و بدان نايل مىشود و زايلنشدنى است .
ملامت : شيوهء گروهى از اهل سلوك و صوفيه است . ازاينرو آنها را ملامتيه خوانند . اين گروه به عمد كارهايى را انجام مىدادند تا عوام آنها را سرزنش كنند و بدينطريق از چشم مردم بيافتند و كبر و غرور و نفس امّاره را بكشند .
ممكنات : جمع « ممكن » ، آنچه وجود و عدمش مساوى است و براى موجود شدن نيازمند علّت است .
ممكن الوجود : آنچه وجود و عدمش مساوى است . پس براى موجود شدن نيازمند علّت
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 578
مساهمون: على اوجبى
ص٥٧٨