تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
تقادم : در برابر هم قرار گرفتن ، مقابل شدن تقاضاگر : تقاضاكننده ، درخواست‌كننده تقرير : بيان كردن تكلّف : توجيه كردن ؛ خود را به زحمت انداختن براى اثبات يا نفى چيزى تكليف ما لا يطاق : واجب كردن آنچه بيش از توان آدمى است و توان انجامش را ندارد . تكوين : آفرينش ، مترادف خلق تلاطم : به هم خوردن تلاق : ديدار ، ملاقات تلبيس : نيرنگ ، پوشاندن تلقين : فهماندن تلوّن : رنگ‌به‌رنگ شدن ، دگرگونى حال ، رنگارنگى ، چند رنگى تمّ : تمام كن تمترى : فربهى ، تنومندى تمثال : تصوير تموز : تابستان ، ماه دهم رومى معادل مرداد ؛ هفتم سال عربى ، فصل گرما تمهيد : مقدّمه‌چينى ، آماده‌سازى مقدّمه تنافى : يكديگر را راندن و نفى كردن تناكر : يكديگر را نشناختن تناول : خوردن تنزل : فرومىآيد تنصيص : تصريح به يك معنا توقّف : ايستادن ، درنگ كردن توقير : بزرگ داشتن توهيم : به گمان افكندن كسى توى : تباهى اموال ؛ در اينجا اموال و هرآنچه مؤمن در راه خدا از آنها چشم مىپوشد . تهاون : سستى تهجّد : شب‌زنده‌دارى ؛ نماز تهجّد : نماز شب كه مستحبّ است و يازده ركعت تهريج : به‌هم‌ريختگى ، آشفتگى تهلكه : هلاك شدن ، نابود شدن تهليل : « لا إله الّا اللّه » گفتن تهى : خالى تيمار : تعهّد ، پرستارى ، نوازش ، مراقبت تيه : بيابان بىآب‌وعلف ثالث : سوم ثقلين : دو گروه آدميان و پريان جابر : ستمگر جامه‌كن : رخت‌كن حمّام ؛ بعضى گويند در اينجا منظور عالم اجسام است كه ذات مطلق در آن پنهان است . شرح مثنوى اكبرآبادى ، ج 1 ، ص 202 . جان : روح انسانى ؛ گاه به‌معناى نفس رحمانى و تجلّيات حق