ارتسام : نقش بستن
ارتقا : بالا رفتن
ارحام : جمع « رحم » ، جاى بچه در شكم مادر
اردتم : مىخواهيد
اردى : هلاك كرد
ارضعى : او را شير ده
ارضين : جمع « ارض » ، زمينها
اركان : جمع « ركن » ، اعضاى بدن
ارواح النظر : روحهاى صاحب فكر و معرفت
از چونى رهيد : از خودى رها شد .
از مساحت برتر است : در قالب جسم در نمىآيد ، نامحدود است .
ازاله : از ميان بردن
ازرق : آبى ، نيلگون
اساطير اوّلين : افسانهء پيشينيان ؛ برگرفته از آيههاى انعام / 25 ، انفال / 31 ، نحل / 24 ، مؤمنون / 83 ، فرقان / 5 ، نحل / 68 ، احقاف / 17 ، قلم / 5 ، مطفّفين / 13 .
اسب : چهارپاى نجيب مشهور ؛ در اينجا روح يا عقل
اسپر : سپر
استارها : ستارهها
استفهام انكارى : پرسشى كه سؤالكننده مىخواهد پاسخ منفى از مخاطب بگيرد .
استن حنّانه : استن : ستون ؛ حنّانه : ناله . استن حنّانه : ساقهء درخت خرما و يا درخت مقل و سدرى كه حضرت رسول اكرم ( ص ) به هنگام خطبه خواندن بر آن تكيه مىفرمود و پس از آنكه منبر رسول ( ص ) را ساختند ، آن ساقهء درخت - مطابق روايات اسلامى - ناله برآورد . شرح مثنوى شريف ، ج 3 ، ص 862 .
استنكاف : خوددارى
استوا : تعادل
استور : ستور ، چهارپا
استون : ستون
استوى : تكيه زد
اسجدوا : سجده كنيد
اسد : شير
اسقمته : بيمار كردن تو مرد لئيم را
اسگاليد : حيله كرد
اسواق : جمع « سوق » ، بازارها
اسهل : آسانتر
اشجار : جمع « شجر » درختان
اشكال : پايبند ستوران و چهارپايان
اصابت : به هدف خوردن
اصبع : انگشت
اصحاب صفّه : يعنى فقرا و زهّاد و عبّاد صدر اسلام از قبيل : ابو ذر غفارى و سلمان فارسى
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 521
مساهمون: على اوجبى
ص٥٢١