تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
ارتسام : نقش بستن ارتقا : بالا رفتن ارحام : جمع « رحم » ، جاى بچه در شكم مادر اردتم : مىخواهيد اردى : هلاك كرد ارضعى : او را شير ده ارضين : جمع « ارض » ، زمينها اركان : جمع « ركن » ، اعضاى بدن ارواح النظر : روحهاى صاحب فكر و معرفت از چونى رهيد : از خودى رها شد . از مساحت برتر است : در قالب جسم در نمىآيد ، نامحدود است . ازاله : از ميان بردن ازرق : آبى ، نيلگون اساطير اوّلين : افسانهء پيشينيان ؛ برگرفته از آيه‌هاى انعام / 25 ، انفال / 31 ، نحل / 24 ، مؤمنون / 83 ، فرقان / 5 ، نحل / 68 ، احقاف / 17 ، قلم / 5 ، مطفّفين / 13 . اسب : چهارپاى نجيب مشهور ؛ در اينجا روح يا عقل اسپر : سپر استارها : ستاره‌ها استفهام انكارى : پرسشى كه سؤال‌كننده مىخواهد پاسخ منفى از مخاطب بگيرد . استن حنّانه : استن : ستون ؛ حنّانه : ناله . استن حنّانه : ساقهء درخت خرما و يا درخت مقل و سدرى كه حضرت رسول اكرم ( ص ) به هنگام خطبه خواندن بر آن تكيه مىفرمود و پس از آنكه منبر رسول ( ص ) را ساختند ، آن ساقهء درخت - مطابق روايات اسلامى - ناله برآورد . شرح مثنوى شريف ، ج 3 ، ص 862 . استنكاف : خوددارى استوا : تعادل استور : ستور ، چهارپا استون : ستون استوى : تكيه زد اسجدوا : سجده كنيد اسد : شير اسقمته : بيمار كردن تو مرد لئيم را اسگاليد : حيله كرد اسواق : جمع « سوق » ، بازارها اسهل : آسان‌تر اشجار : جمع « شجر » درختان اشكال : پايبند ستوران و چهارپايان اصابت : به هدف خوردن اصبع : انگشت اصحاب صفّه : يعنى فقرا و زهّاد و عبّاد صدر اسلام از قبيل : ابو ذر غفارى و سلمان فارسى