واژهنامه « 1 »
آب [ 1273 / 3 ] « 2 » : كنايه از قدرت حيوانى
آب و خور : كنايه از دنيا و نعمتهاى آن
آبا : جمع « اب » پدران
آبى [ 828 / 2 ] : ميوهء به
آتشزنه : سنگ چخماق
آتش : يكى از عنصرهاى چهارگانه در طبيعيات قديم است . امّا در اشعار مولوى بيشتر به معناى آتش عشق است .
آثار قدم : نشانههاى پا ؛ منظور آثار گام نهادن در مراحل سير و سلوك است .
آثار قلم : نشانههاى قلم ؛ كنايه از كتاب و دفتر
آخرالامر : سرانجام
آدمكده : جايگاه آدم ، كنايه از كالبد و تن آدم
آذرى : منسوب به آتش ، آتشى ، جهنّمى ، دوزخى
آزاد : دل نبستن به غير حق . آزادى نزد عرفا عبارت است از آنكه « بنده به دل در تحت بندگى هيچچيز نشود از مخلوقات ، نه از آنچه اندر دنيا است و نه از آنچه در آخرت است . دنيا را و هوا و آرزوى و خواست و حاجت و خطّ را اندرو هيچ نصيب نباشد »
ترجمهء رسالهء قشيريه ، ص 343 .
آسيب كرد : برخورد
هامش
( 1 ) . اين واژهنامه با استفاده از شروح مثنوى چون : شرح مثنوى شريف ، شرح مثنوى معنوى مولوى ، رسالهء نائيه ، شرح مثنوى اكبرآبادى ، شرح اسرار ، شرح كبير انقروى ، جواهر الاسرار ، شرح جامع مثنوى معنوى ، . . . و فرهنگهاى لغت چون : لغتنامه ، لسان العرب و تاج العروس آماده شده است . در برخى موارد كه توضيح واژهاى طولانى بوده و عينا از روى منبعى خاص نقل شده ، دقيقا مشخص شده است .
( 2 ) . رقم سمت چپ ، بيانگر دفاتر ششگانهء مثنوى و عدد سمت راست ، شمارهء بيت است .