تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
صص 152 - 153 ؛ الغدير ، ج 11 ، ص 81 ؛ فتح القدير ، ج 2 ، ص 433 ؛ ج 4 ، ص 179 و قصص الأنبياء ، ص 487 . ( 206 ) « الكافر يأكل سبعة أمعاء و المؤمن يأكل بمعدة واحدة » : « كافر به‌اندازهء هفت معده مىخورد و مؤمن ، به قدر يك معده . » نگر : سبل الهدى و الرشاد ، ج 5 ، ص 454 . ( 207 ) خلاصهء داستان چنين است : حكيمى براى گشت‌وگذار به دشتى رفته بود . با تعجّب طاوسى را ديد كه پرهاى زيباى خود را مىكند . رو به او كرد و پرسيد : چرا پرهاى زيبا و باارزش خود را مىكنى ؟ طاوس پاسخ داد : اى حكيم ظاهربين ! از اينجا فاصله بگير و برو كه تو تنها به زيباييهاى ظاهرى دل‌بسته‌اى . همين پرهاى زيبا باعث شده است صيّادان به فكر شكار من افتند و جانم را بستانند . جان باارزش‌تر است يا اين پرهاى زيبا ؟ ! گويا مأخذ اين داستان لباب الالباب ، ج 2 ، ص 380 و ابيات كافى بخارى است ، آنجا كه مىگويد :
طاوس را بديدم ، مىكَند پرّ خويش * گفتم : مكَن كه پرّ تو با زيب و با فر است بگْريست زارزار و مرا گفت : اى حكيم ! * آگه نه‌اى كه دشمنِ جانِ من اين پر است اى خواجه ! پرّوبال تو مىدان كه پرّ توست * زيرا كه شخصِ پاك تو طاوسِ ديگر است
نگر : مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى ، صص 161 - 162 . ( 208 ) اشاره است به آيهء 61 سورهء حج كه مىفرمايد :
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ