تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
( 181 ) شايد به آيهء 77 سورهء يس اشاره داشته باشد كه مىفرمايد :
أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ :
« آيا انسان نمىبيند كه از نطفه آفريديمش و ناگاه خود دشمنى آشكار است ؟ » ( 182 ) منظور آيهء اوّل سورهء انسان است كه مىفرمايد :
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً :
« آيا بر آدمى آمد زمانى را كه چيزى يادكردنى نبود . » ( 183 ) در كشف المحجوب ، صص 31 - 36 فصلى هست اندر فقر و غنا و اينكه كدام فاضل‌ترند . امّا عبارت يادشدهء شارح در آنجا يافت نشد . ( 184 ) « خداى تعالى فرشتگان را آفريد و خرد را بدون شهوت در آنها آميخت » نگر : مشكاة الأنوار ، ص 439 . ( 185 ) خلاصهء داستان چنين است : مجنون به قصد ديدار ليلى سوار بر شترى روانه شد . غافل از اينكه شتر نيز دل در گرو كرّه‌اش كه در طويله بود داشت . ازاين‌رو ، هرگاه مجنون به خواب مىرفت يا فكرش مشغول ليلى بود ، شتر بازمىگشت و به سوى كرّه‌اش حركت مىكرد . اين باعث شد تا مسير سه روزه ، سالها طول كشد . مجنون چاره‌اى جز اين نديد كه شتر را رها كند و خود به راه ادامه دهد .
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 445 | على اوجبى / محمد نعيم