در توضيح اين روايت بايد متذكّر شد كه حضرت داود ( ع ) صداى بسيار خوشى داشت به گونهاى كه از آواز او خلق مدهوش مىشدند و جان به جانآفرين تسليم مىكردند . در كشف المحجوب ، صص 524 - 525 آمده است : « وى را صوتى خوش داد و حلق او را مزامير گردانيد .
كوهها را رسائل وى كرد تا حدّى كه وحوش و طيور از كوه و دشت به سماع آمدندى و آب باستادى و مرغان از هوا درافتادى و اندر آثار آمده است كه يك ماه آن خلق اندر آن صحرا هيچ نخوردندى و اطفال نگريستندى و هيچ شير نخوردندى و هرگاه كه خلق از آنجا بازگشتندى ، بسيار مردم از لذّت كلام و صوت و لحن وى مرده بودندى . »
( 173 ) زنده بودن ديوار بهشت اشاره است به آيهء 63 سورهء عنكبوت كه مىفرمايد :
إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ :
« اگر مىدانستند ، جهان آخرت زنده است » و روايت « إنّ اللّه عزّ و جلّ لمّا خلق الجنّة خلقها من لبنتين لبنة من ذهب و لبنة من فضّة . فقال لها : تكلّمى . فقالت :
« لا إله إلّا أنت الحىّ القيّوم قد سعد من يدخلنى » : « خداى تعالى پس از آنكه بهشت را با آجرهايى از طلا و نقره ساخت ، فرمود : « به سخن درآى . » بهشت گفت : « هيچ معبودى جز تو نيست . زنده و پايندهاى . هركه به من درآمد ، خوشبخت شد . » نگر : بحار الأنوار ، ج 8 ، ص 132 و الخصال ( شيخ صدوق ) ، ص 508 .
( 174 ) نگر : رسائل اخوان الصفا ، ج 3 ، ص 212 ؛ مصنّفات علاء الدوله سمنانى ، ص 96 و نقد النصوص ، ص 91 . اين سخن حكما منطبق بر فرمايش منسوب به حضرت على ( ع ) است كه :
أ تزعم أنّك جرم صغير * و فيك انطوى العالم الأكبر
يعنى :
تو پندارى كه جرمى خردى ، درحالىكه جهانى بزرگتر در تو درپيچيده است .