تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
( 150 ) « لى مع اللّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرّب و لا نبىّ مرسل » : « مرا با خدا زمانى است كه در آن نه پذيراى فرشتهء مقرّب مىشوم و نه پيامبر مرسل » نگر : بحار الأنوار ، ج 18 ، ص 360 ؛ ج 79 ، ص 243 ؛ تفسير الصافى ، ج 1 ، ص 118 و شرح اصول الكافى ( مولى صالح مازندرانى ) ، ج 3 ، ص 82 ، 162 . ( 151 ) « قلب المؤمن بين اصبعين من أصابع الرحمن » : « قلب مؤمن ميان دو انگشت خداى رحمان است » نگر : بحار الأنوار ، ج 67 ، ص 39 و عوالى اللئالى ، ج 1 ، ص 48 ؛ ج 4 ، ص 99 . ( 152 ) اشاره است به مضمون اين سخن امام على ( ع ) كه مىفرمايد : « عرفت اللّه بفسخ العزائم » : « خداى را به گسيخته شدن تصميمهاى قطعى شناختم . » نهج البلاغه ، حكمت 250 و در : بحار الأنوار ، ج 5 ، ص 197 ؛ ج 83 ، ص 189 ؛ ج 84 ، ص 303 ؛ ج 87 ، ص 239 ؛ ج 98 ، ص 302 و نور البراهين ، ج 1 ، ص 164 . ( 153 ) اشاره است به قصّهء مفصّل و معروفى كه در كليله و دمنه ، صص 207 - 202 آمده و در بيت 2738 دفتر سوم مثنوى بدان پرداخته است . اجمال آن اينكه : گروهى از پيلها به سرزمينى كه خرگوشها در آن مىزيستند ، آمدند تا از چشمهء زلالى كه آنجا بود گاه‌وبىگاه سيراب شوند . خرگوشها در اين آمدوشد زير دست و پاى پيلها له مىشدند . ازاين‌رو ، خرگوشى دانا و زيرك چاره‌اى انديشيد . پيش شاه پيلان رفت و گفت : من فرستادهء ماه تابانم . ماه تابان فرمود : اين چشمه از آن من است . اگر زين پس به سراغ آن آييد ، مجازاتتان مىكنم . اگر در اين ترديد داريد ، در شب