تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
نمازگزاران به او اقتدا كرده و ركوع و سجود مىكنند . اندكى بعد دوباره به هفت مرد تبديل مىشوند . دقوقى نزديك رفت و سلام داد و آنها پاسخش دادند و به نام صدايش كردند . او متعجّب شد كه اينان مرا از كجا مىشناسند ؟ ! گفتند : مگر نه اين است كه مردان خدا از درون همگان آگاهند ؟ سپس از او خواستند تا به نماز ايستد و ايشان به دو اقتدا كنند . چنين كرد . در اثناى نماز ، كشتىاى ديد كه در طوفان گرفتار آمده و مسافرانش با مرگ دست و پنجه نرم مىكنند ، دلش به رحم آمد با گريه و تضرّع دعايشان كرد . دعا به درگاه الهى مقبول افتاد و كشتى و مسافرانش نجات يافتند و به ساحل رسيدند . در همان هنگام ، نماز به انجام رسيد . همين‌كه دقوقى پشت سر را نگريست تا ببيند آنها كيان‌اند و چه مىگويند ، ديد هيچ‌كس نيست . نگر : مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى ، صص 107 - 110 . ( 147 ) « أشدّ البلاء على الأنبياء ثمّ على الأولياء ثمّ الأمثل فالأمثل » : « سخت‌ترين بلايا نخست متوجّه پيامبران مىشود سپس اوليا و به همين ترتيب » نگر : الأمالى ( شيخ طوسى ) ، ص 659 ؛ بحار الأنوار ، ج 12 ، ص 311 ، 348 ، 355 ؛ ج 19 ، ص 60 ؛ ج 64 ، ص 200 ، 201 ، 207 ، 222 ، 231 ؛ ج 70 ، 28 ؛ ج 74 ، ص 142 ؛ ج 78 ، ص 188 ، 189 ، 194 ، 195 ؛ تحف العقول ، ص 39 ؛ تفسير ابن كثير ، ج 3 ، ص 197 ، 415 ؛ تفسير العياشى ، ج 2 ، ص 189 ؛ تفسير كنز الدقائق ، ج 1 ، ص 380 ؛ تفسير القرطبى ، ج 13 ، ص 325 ؛ تفسير نور الثقلين ، ج 1 ، ص 143 ؛ ج 2 ، ص 454 ؛ ج 13 ، ص 325 ؛ تفسير نور الثقلين ، ج 1 ، ص 143 ؛ ج 2 ، ص 454 ؛ ج 3 ، ص 446 ؛ التمحيص ، ص 4 ، 39 ؛ تنزيه الأنبياء ، ص 92 ؛ ص 92 ؛ السيرة النبوية ، ج 4 ، ص 471 ؛ شرح اصول الكافى ( مولى صالح مازندرانى ) ، ج 1 ، ص 249 ، 257 ؛ ج 2 ، ص 30 ؛ ج 9 ، ص 206 ، 207 ، 219 ؛ حلية الأبرار ، ج 1 ، ص 144 ، 279 ؛ ج 2 ، ص 107 ؛ الخصال ، ص 400 ؛ علل الشرائع ، ج 2 ،