[ 181 ]
يك زمان كارست و بگذار و « 1 » بتاز * كارِ كوته را مكن بر خود دراز
اگرچه اداى شهادت تمام عمر و زمان دراز در كار است و ليكن چون اداى شهادت قولى ركن اعظم و جزء اهمّ است ، بلكه دخول جنّت را موجب و سبب اتمّ است ، بنابرآن اداى امر شهادت موقوف يك زمان گشت .
بيان آنكه روزه و نماز و همهء چيزهاى بيرونى [ گواه است بر نور اندرونى ]
[ 187 ]
هركسى كوشد به مالى يا فسون * چيست دارم گوهرى در اندرون
[ 188 ]
گوهرى دارم ز تقوا يا سخا * اين زكات و روزه بر هر دو گوا
« فسون » دعا خواندن ؛ در اين مقام ، عبادت بدنى مراد است .
يعنى : هركسى كه بذل مال يا اداى عبادت بدنى مانند صوم و صلاة و ساير عبادات بدنى « 2 » پيش كرد و
/ A 901 /
بجاى آورد ، مراد و غرض او از آن اعمال آن است كه تا اعمال من گواه تفاوت من باشند . مثلا زكات او گواهى دهد كه چون اين مرد ، مال خود را رايگان مىبازد ، پس مال ديگران را به خيانت نخواهد برد . همچنين روزهء آن شخص گواه است بر اينكه چون اين مرد صائم از مفطرات « 3 » ثلاثه - كه عبارت از اكل و شرب و جماع است - خود را بازداشته است و آن مفطرات « 4 » ثلاثه حلالاند ، پس به سوى طعام ديگران به طريق خيانت دست امانت را چگونه دراز خواهد كرد ؟ !
[ 191 ]
گر به طرّارى كند پس دو گواه * جَرح شد در محكمهء عدلِ إله
يعنى : اگر آن شخص آن صوم و ساير طاعات را براى عيّارى و طرّارى قرار داده است كه مردم او را متّقى دانسته ، معامله نمايند و بدين دام و حيله مردم گرد او جمع آيند ، پس اين دو گواه نزديك محكمهء إله مردود گشته ، بر مركب تشهير خواهند نشست .
هامش
( 1 ) . س : - و .
( 2 ) . ش : - بدنى .
( 3 ) . ش : مفطّرات .
( 4 ) . ش : مفطّرات .