نواختن مصطفى - صلّى اللّه عليه و سلّم - « 1 » [ آن عرب مهمان ] را « 2 » 203
[ 174 ]
ما در اين دهليزِ قاضىِ « 3 » قضا * بهر دعواىِ « الَسْتيم » و « بلى » 204
چون در روز ازل ، ما هركدام مؤمن و كافر ، مدّعى ثبوت ربوبيت حق گشتيم و رسن اطاعت بر گردن
/ B 801 /
عبوديت بستيم و بر ثبوت اين دعوى و بر اثبات اين مدّعى ما را دو گواه بىشائبهء اشتباه به درگاه قاضى القضاء كه عبارت از دار دنياست به جهت اداى شهادت بايد برد تا بدين دو گواه صورت دعوى بر مركز صدق قرار گيرد و بر كرسى استقامت استقرار پذيرد . پس در اين دنيا كه دهليز قاضى القضاء است آمديم تا آن دو گواه - كه قول و فعلاند - شهادت را ادا نمايند و ما را در اين دعوى تصديق فرمايند . گواه قولى كلمهء شهادت است و گواه فعلى نماز و روزه و حجّ و زكات و ساير طاعات و عبادات است .
[ 177 ]
چند در دهليزِ قاضى اى گواه ! * حبس باشى ، ده گواهى را پگاه
[ 178 ]
ز ان بخوانندت بدينجا تا كه تو * آن گواهى بِدْهى و نآرى « 4 » عُتُو
يعنى : چون در اين « 5 » دنيا تو را براى اداى شهادت فعلى و قولى آوردند تا كلمهء توحيد - كه ركن اعظم است - و اعمال - كه فرع اوست - ادا نمايى و در اداى آن سركشى و تمرّد ننمايى و تو از لجاج خود ، خود را در اين دهليز بستى و به اداى شهادت از لجاج خويش نرستى .
هامش
( 1 ) . ش : عليه السلام .
( 2 ) . س : - را .
( 3 ) . ش : + و .
( 4 ) . س : + و .
( 5 ) . س : تن .