خلاف آب كه ماهيت آن آب بسيط و مجرّد است .
تعيين كردن زن طريق طلب « 1 » روزى « 2 » شوى خود را « 3 »
[ 2700 ]
تو گواهى غير گفتوگو و رنگ * وانما تا رحم آرد شاهِ شَنْگ
[ 2701 ]
كِاين گواهى كه ز گفت و رنگ بُد * نزدِ آن قاضى القضاة آن جَرْح شد
يعنى : گواهى كه به گفتوگو و قال است و غير مقرون به مواطات قلب و حال است ، آن گواهى نزد حق مجروح و غير مقبول است و دروغ بىفروغ است .
[ 2702 ]
صدق « 4 » همىخواهد گواه « 5 » حالِ او * تا بتابد نورِ او بىقالِ او
يعنى : گواهى و شهادت چنين بنما كه بىگفتوگو صدق « 6 » باطن تو در دل ديگر زند كه نور فقر در دل آن غير اثر كند ، آن گواهى حالى است نه قالى .
در بيان آنكه چنانچه گدا عاشق كرم كريم است ، كرم كريم عاشق گداست . اگر گدا را صبرش بود ، كريم به در او « 7 » آيد و اگر كريم را
/ B 52 /
صبر بود ، گدا بر در او آيد . امّا صبر گدا كمال گداست و صبر كريم نقصان كريم
[ 2749 ]
آن يكى جودش گدا آرد پديد * آن دگر بخشد گدايان را مزيد
يعنى : حق تعالى را دو جودند : جود ايجاد گدايان و جود انعام گدايان . به جود اوّل گدايان را پيدا مىكند و به جود دويم « 8 » گدايان را نعمت مىبخشد .
[ 2750 ]
پس گدايان آينهء جودِ حقاند * و آنكه با حقاند ، جود مطلقاند
چون فقير دو قسم است : يكى زاهد و عابد است و ديگر عارف و و اصل است ؛ و آن
هامش
( 1 ) . ش : تعيين كردن طريق زن .
( 2 ) . س : روى .
( 3 ) . س : - شوى خود را .
( 4 ) . ش : حق .
( 5 ) . ش : گواهى .
( 6 ) . س : + و .
( 7 ) . ش : گدا .
( 8 ) . س ، ش : دوم .