تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
[ 2468 ]
چون به بىرنگى رسى كان داشتى * موسى و فرعون دارند آشتى
يعنى : چون موسى و فرعون از مرتبهء وحدت و لا تعيّن به سوى كثرت « 1 » و تعيّن جلوه‌گر گشتند ، به سبب آن تعيّن تنافى و تخالف در ميان هر دو پيدا گشت و رنگ دويى و رنگ من و تويى روى نمود . اگر وسمهء تعيّن از چهرهء ايشان برخيزد ، همان اتّحاد و آشتى روى نمايد و خمار چهرهء موسى و فرعون در انكار هر « 2 » واحد برگشايد . [ 2469 ]
گر تو را آيد بر اين نكته سؤال * رنگ كى خالى بوَد از قيل و قال ؟
يعنى : تو را اگر اى مخاطب ! بر نكتهء مذكور خدشهء سؤال آيد و البتّه اى سائل ! خدشهء سؤال و خطرهء قيل و قال در خاطر تو خواهد بود . چرا كه اى سائل ! تو با رنگ هستى و به مرتبهء بىرنگى نپيوستى تا خطرهء سؤال و خدشهء قيل و قال از خاطر تو برخيزد . [ 2470 ]
اى عجب كِاين رنگ از بىرنگ خاست * رنگ با بىرنگ چون در جنگ خاست ؟
تقرير سؤال آنكه چون موسى و فرعون همان رنگ است كه در مرتبهء وحدت و بىرنگى مخفى و مستور بود ، پس چرا رنگ را با بىرنگى جنگ و دويى نمود ؟ و چرا موسى اژدهاى غضب بر هلاكت فرعون گشود ؟ [ 2471 ]
اصل روغن ز آب افزون مىشود * عاقبت با آب ضد چون مىشود
تحرير جواب آنكه ضدّيت و جنگ فرع با اصل به سبب امر عارضى ، مثلا ضدّيت آب با روغن به سبب عارضهء كدورت عرضى « 3 » و « 4 » عارضى ، منافى اصالت اصل و نافى فرعيت فرع نيست ؛ و جنگ و ضدّيت در ميان موسى و فرعون
/ B 12 /
كه به واسطهء كدورت تعيّن و تشخّص است ، منافى اتّحاد نيست . چرا كه ضدّيت عارضى و وهمى ، منافى فرعيت و اصالت نيست . چرا كه اين ضدّيت وهمى و اعتبارى است ، نه حقيقى و
هامش
( 1 ) . س : كرت . ( 2 ) . س : بر . ( 3 ) . ش : ارضى . ( 4 ) . ش : - و .