قوله :
پس اشارتهاى اسرارت دهد * [ بار بردارد ز تو كارت دهد ]
يعنى ، اشارت بر دو قسم است : اشارت ظاهر در اطور شريعت ؛ و اشارت باطن در اسرار حقيقت . چون اولين را كارفرمايى ، در حلقهء تحقيق درآيى .
قوله :
[ حاملى محمول گرداند ترا ] * قابلى مقبول گرداند ترا
يعنى ، از پايهء شاگردى به رتبهء استادى رساند و مريد را شيخ كامل گرداند .
قوله :
[ سعىِ شكر نعمتش قدرت بوَد ] * جبر تو انكار آن نعمت بوَد
يعنى ، اسباب ما به التكليف در تو موجود ساخته ، آواز :
« لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها »
« 1 » به گوش تو درانداخته . و نيز فرموده :
« لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى . »
« 2 » اگر به فرمودهء او كار نكنى ، انكار كرده باشى نعمت حق را .
قوله :
شكر نعمت « 3 » قدرتت افزون كند * [ . . . ]
اشارت است به آيهء :
« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ . »
« 4 »
قوله :
[ . . . ] * كفر « 5 » نعمت از كفت بيرون كند
زيرا كه از اعتقاد جز در عمل كامل شوى .
قوله :
هان مخسپ اى جبرىِ بىاعتبار * جز به زير آن درخت ميوهدار
خفتن در زير درخت ميوهدار ، نه عبارت از ترك عبادت است ، بلكه دفع ثقل رياضت شاقه و تلذّذ از ثمرات آن . چنانچه بيت لاحق به اين معنى ناطق است . پس در زير درخت ميوهدار هركه اقامت گرفت ، او را راحت در بيدارى باشد نه در خواب . لهذا امر كردن به خسبيدن در زير [ درخت ] ميوهدار [ است ] كه آنجا خواب نبرد ؛ فافهم .
هامش
( 1 ) البقرة ( 2 ) آيهء 286 : « خدا هيچكس را جز بهاندازهء طاقتش مكلّف نمىكند . »
( 2 ) النّجم ( 53 ) آيهء 39 : « و اينكه : براى مردم پاداشى جز آنچه خود كردهاند نيست . »
( 3 ) در نسخهء ق : قدرت .
( 4 ) ابراهيم ( 14 ) آيهء 7 : « اگر مرا سپاس گوييد ، بر نعمت شما مىافزايم . »
( 5 ) در نسخهء ق : جبر .