اشارت است به آيهء :
« قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ »
« 1 » خطاب است به طاوس و مار و آدم [ ع ] و حوّا [ ع ] كه از بهشت برآييد .
قوله :
[ ما عيال حضرتيم و شيرخواه ] * گفت الْخلق عيال للإله .
عيال ، شخص محتاج باشد به آن شخص . پس عيال بودن ، يعنى محتاج بودن است .
عن انس و عبد اللّه قال ، قال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « الخلق عيال اللّه فأحبّ الخلق الىّ من أحسن عياله « 2 » . »
ترجيح نهادن شير جهد را بر توكّل و تسليم
تقسيم جهد و توكّل چه مناسب افتاده . جهد و كسب معنوى است به جانب شير تا مشعر باشد بر اين مدّعا كه شيرمردان از راه كمال قدرت و قوّت ، در راه دين كمر به اجتهاد بندند . و توكّل به ساير نخچيران آنكه ، امر و ضعف را در اين امر كار نفرمايند . گويا تنبيه است بر آنكه در كار مجاهده ، شير بيشه باش نه شغال انديشه .
قوله :
خواجه چون بيلى به دست بنده داد * بىزبان معلوم شد او را مراد
بيل به دست دادن ، عبارت است از آلات كسب عطا فرمودن مر بندگان را ؛ مثل عقل صحيح و حواس سليم و جوارح . پس بنده كه اينها را كار نفرمايد ، چندين آلات قدرت را ضايع كرده و چندين اشارات و عبارات مراد خواجه را فهم نكرده باشد و مستحقّ تقريع و توبيخ گردد . چون منافقان [ كه ] گوش بر استماع و چشم بر مشاهده نگماشتند ،
« صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ »
« 3 » در شأن ايشان نازل شد .
قوله :
[ دست همچون بيل اشارتهاى اوست ] * آخرانديشى عبارتهاى اوست
يعنى ، انديشهء آخر كار بر فكر تو جائز نشود . در معنى عبارتى است از انشاء حق كه سواد چشم باطن تو بدان روشن نمىشود .
هامش
( 1 ) البقرة ( 2 ) آيهء 36 : « گفتيم : پايين رويد ، برخى دشمن برخى ديگر . »
( 2 ) نك : احاديث مثنوى ؛ صص 10 ، 22 ، 72 [ با اندكى تفاوت ] . « خلق عيال خداوندند ؛ محبوبترين خلق نزد من آن كسى است كه به عيال خويش نيكى كند . »
( 3 ) البقرة ( 2 ) آيهء 18 : « كرانند ، لالانند ، كورانند ، و بازنمىگردند . »