قوله :
تا زراندوديت از ره نفكند * تا خيال كج ترا چَه نفكند
اين بيت به منزلهء مبتداست و بيت ثانى به منزلهء خبر و قصهء نخچير كه از كليله بيان مىفرمايند . نظر آن است كه خيال كج تو را در چاه اندازد ؛ چنانچه خرگوش شير را در چاه انداخت .
قوله :
در كليله خوانده باشى ليك آن * قشر افسانه بوَد نى مغز جان « 1 »
اشارت به آن است كه ، ما آن قصه را به مقاصد صوفيه ، به مباحث اهل كلام مطابق مىدهيم .
جواب گفتن شير نخچيران را . . . الخ
قوله :
گوش من لا يُلدغ المؤمن شنيد * قول پيغمبر « 2 » به جان و دل گزيد
[ اشارت است به ] : « لا يلدغ المؤمن جحر مرّتين . » « 3 »
ترجيح نهادن نخچير توكل را بر جهد و اكتساب
قوله :
[ جمله گفتند اى حكيم با خبر ] * الْحذر دَعْ ليس يُغنى عنْ قدر
اين كلام مأخوذ است از كلام حضرت على بن ابى طالب - رضى اللّه عنه - حيث قال :
« اذا دخل القدر بطل الحذر . « 4 » »
ترجيح نهادن شير . . . الخ
قوله :
گفت پيغمبر « 5 » به آواز بلند * با توكّل زانوى اشتر ببند
هامش
( 1 ) دفتر چهارم ، بيت 2203 .
( 2 ) در نسخهء ق : پيغامبر .
( 3 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 9 . « مؤمن از آشيانهء حشرهء موذى ، دو بار گزيده نمىشود . »
( 4 ) نك : پيشين ؛ ص 10 [ با اندكى تفاوت ] . « چون قدر داخل شد ، احتياط تباه گشت . »
( 5 ) در نسخهء ق : پيغامبر .