مؤلف ، مثنوى را با مذاق حكما تطبيق نموده .
شروح امروزين :
1 - شروح مثنوى شريف مرحوم فروزانفر كه تنها بخشى از دفتر اول گزارش شده .
2 - شرح مثنوى شريف دكتر جعفر شهيدى كه به سبك و سياق و دنبالهء شرح فروزانفر گزارش شده .
3 - شرح مثنوى استاد و علّامه ، محمد تقى جعفرى .
4 - شرح مثنوى عبد الباقى گولپينارلى ( تصحيح و ترجمهء دكتر توفيق سبحانى ) .
بايد اذعان داشت كه تمامى شروح ياد شده و آنها كه ياد نشده و به دورهء عثمانى تعلق دارد ، هر كدام به مقتضاى حال و كلام ، در جايگاه خود ارزشمند و گرانمايه بوده و هست .
شرحى كه اكنون به دست اقلّ فقرا تصحيح و ويرايش شده و به مكاشفات رضوى موسوم است ، يكى از شروح كهن شبه قارهء هند است كه بسيار پرمايه و در خور است و به دست عالم عارف محمد رضا لاهورى - كوتاه و روان - گزارش شده و ابيات مشكل هر شش دفتر به دقت بررسى شده است كه اميد است مولوى شناسان و مثنوىپژوهان را كليد مشكلات باشد و سالكان حقّ را گشايش راه .
اين همه گفتيم ليك اندر بسيچ * بىعنايات خدا هيچيم ، هيچ
بىعنايات حق و خاصان حقّ * گر ملك باشد ، سياهستش ورق
اى خدا اى فضل تو حاجت روا * با تو يادِ هيچكس نبْوَد روا
اين قدر ارشاد تو بخشيدهاى * تا بدين پس عيب ما پوشيدهاى
قطرهء علمست اندر جانِ من * وارهانش از هوا و ز خاكِ تن
و ما توفيقى الّا باللّه عليه توكّلت و إليه أنيب
دربارهء مؤلف :
شارح بزرگوار مولوى محمد رضا ملتانى لاهورى - رحمة ا . . . عليه - در قرن 11 هجرى قمرى در شهر لاهور چشم به جهان گشود . پدرش محمد اكرم ، از محقّقان آن زمان بود . شرح اسكندرنامهء نظامى را شروع كرد و پيش از به انجام رساندن آن ، بدرود زندگانى گفت . پسرش - محمد رضا لاهورى - آن شرح را به پايان برد و بدين ترتيب با ذوقى سرشار و دانشى بسيار ، به پهنهء علم و ادب راه يافت . از وى اطلاع و گزارش دقيقى