تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة مقدمه 11

مساهمون:

صمقدمه ١١
جبرئيل [ ع ] نيز به همين اعتبار روح القدس و روح الامين است و حضرت عيسى - ع - هم همچنين » . يا « قوله :
دل كه او بستهء غم و خنديدنست * تو مگو كو لايق آن ديدنست
از غم و خنده ، قبض و بسط مراد است » .

اشارت قرآنى :

« قوله :
زانكه گفتندش كه فرمان آنِ تست * گر همىخواهى عصا افگن نخست
مضمون آيهء :
« قالُوا يا مُوسى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ »
[ است ] » .

اشارت به حديث :

« قوله :
قطرهء دل را يكى گوهر فتاد * كان به درياها و گردونها نداد
گوهر ، كنايه از قابليت اوست مر علم معرفت را كه حديث : « لا يسعنى ارضى و لا سمائى و لكن يسعنى قلب عبد المؤمن » ، از آن خبر مىدهد . » ج ) گاه شارح يك مصرع را آورده و با نشانهء « الخ » كلّ بيت را اراده كرده كه مصحح براى تفهيم و روانى بيشتر بيت ، بيت بعدى را در دو قلّاب آورده است : « قوله :
چيست تعظيمِ خدا افراشتن * [ خويشتن را خوار و خاكى داشتن ]
يعنى ، تعظيم و بزرگى خدا بجا آوردن ، خود را خوار داشتن است . » د ) گاه يك مصرع آمده و همان اراده شده است : « قوله :
[ گرگ خود چه سگ بوَد كو خويش ديد ] * پيش من چون شيرِ بىمثل و نديد
نديد ، به معنى نظير . چنانچه گويند : بىنديد ، يعنى بىنظير .