در بالاترين جايگاهها قرار دارد .
هرگاه به هر گوشهاى از گوشههاى اين كتاب ارجمند و و الا نظر و دقّت مىشود ، بىكران اقيانوسى از عجايب و غرايب معانى و سحرهاى حلال مشاهده مىگردد . آنگاه كه از ديدگاه فلسفى و كلامى تا رازهاى ناب عرفانى و نياز و نيايش ، و از آنجا به سيرت نيك پيامبران - ع - و شكوه و جلال مردان اهل ايقان ، تا سادگى و بىپيرايگى عاشقان جانبركف ، و اهمّ و اخصّ جميع آنها از نامهء محبوب قرآن مجيد سخن مىرود ، هركس به قدر استعداد و فراخور لياقت و وسع بشرى خود بهره برمىگيرد :
مسلمان از قالب ظاهريهء آن ، شريعت ؛ سالك از احكام باطنيهء آن ، طريقت ؛ عارف از تقرّب و توصّل آن ، حقيقت ؛ فلسفى از نگرشهاى ژرف و بىپايان آن ؛ دانشمند از نكات دقيق علمى آن ؛ عاشق از سراسر سوز و شوريدگى و پاكبازى آن ؛ اديب و سخنشناس از دقايق ادبى و صناعات آن ، عامى از كلام ساده و بىرياى آن . و اين جاى شگفت نيست ، كه :
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ »
؛ كه بزرگخداى توانايش به قلم آورد و خود نگهبان است .
به هر روى ، دربارهء اين كتاب مستطاب سخن بسيار است و مقالات بىشمار نوشته و گزارش شده .
شروح كهن :
1 - شرح ناتمام جواهر الاسرار و زواهر الانوار ؛ تأليف شهيد كمال الدّين حسين بن حسن خوارزمى ( متوفّى 835 ه . ق ) كه سه دفتر را گزارش كرده است و محقق بزرگوار جناب آقاى دكتر محمد جواد شريعت از سه دفتر يك دفتر همراه با مقدمه آن را تصحيح كردهاند .
2 - اسرار الغيوب از خواجه محمد ايّوب كه ابيات مشكل پنج دفتر را شرح و گزارش كرده است .
3 - شرح مثنوى عبد العلى محمد بن نظام الدّين مشهور به بحر العلوم كه هر شش دفتر را گزارش كرده و افكار مولانا را با عقايد محيى الدين بن عربى مطابقت داده كه به هيچ عنوان با مذاق مولانا سازگارى ندارد و بدين سبب نيز از مقاصد وى به دور افتاده است .
4 - شرح مثنوى حكيم شريف حاج ملّا هادى سبزوارى ( متوفّى 1290 ه . ق ) كه