بيان خسارت وزير درين مكر
قوله :
[ با چنان قادر خدايى كز عدم ] * صد چو عالم هست گرداند به دم
در عوالم الهى هيچ عالم تنگتر از عالم شهادت نيست . ليكن تا چشم جهانبين تو خدا بين نگردد ، قسمت عالم ديگر را يقين نشود . چنانچه طفل را در تنگناى رحم اگر خبر دهند كه برون اين تنگنا عالمى است بس دلگشاى ، طفل منكر اين مقال باشد . پس هركه محجوب است ، مانند طفل جنينگاه اين جهان محدود را بىحد تصور كند و چشم به مشاهدهء آن عالم نگشايد .
حاصل اكثر ابيات اين است كه مذكور شد . و ربط اين داستان بما قبل ظاهر است كه وزير از راه مكر و تزوير مىخواست دين عيسى براندازد ؛ اما مكر او را با مكر الهى كجا تاب مقاومت ! زيرا كه حق تعالى قادر است . چنانچه ، بعضى از وجوه قدرت حضرت حق را بيان مىفرمايند .
قوله :
بس دل چون كوه را انگيخت او * مرغ زيرك را به دام « 1 » آويخت او
انگيخت ، يعنى پيدا كرد . مراد [ از ] دل ، اهل عرفان است كه به هيچ چيز از جا نرود . و مرغ زيرك ، اهل تدبيرند كه از قوت تقدير غافلند . و دام ، كنايه از قضا و قدر است .
قوله :
[ فهم و خاطر تيز كردن نيست راه ] * جز شكسته مىنگيرد فضلِ شاه
[ اشارت است به حديث ] : « أنا عند منكسرة القلوب « 2 » » .
قوله :
اى بسا گنجآگنان كنجكاو * [ . . . ]
يعنى ، اسباط نصارى كه هم صاحب گنج و مكنت بودند ، بر كنجكاوى و دانايى خود اعتماد داشتند .
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : با دو پا .
( 2 ) نك : تمهيدات ؛ ص 24 و تذكرة الأولياء ؛ ص 186 . « من نزد شكستهدلانم . » حضرت مولانا راست :بر من درِ وصل بسته مىدارد دوست * دل را به عنا شكسته مىدارد دوست
زين پس من و دل شكستگى بر درِ دوست * چون دوست دل شكسته مىدارد دوستهمچنين صفاى اصفهانى گويد :خدا در دل سودازدگانست بجوييد * مجوييد زمين را و مپوييد سما را