بيان آنكه كشتن و زهر دادن . . .
قوله :
آنكه جان بخشد اگر بكشد رواست * نايبست و دست او دست خداست
اشارت است به آيهء :
« إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ . »
« 1 »
قوله :
بگذر از ظنّ و خطا اى بدگمان * « إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ » آخر بخوان « 2 »
اشارت است به آيهء :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ . »
« 3 »
قوله :
فهم « 4 » موسى با همه نور و هنر * شد از آن محجوب تو بىپر مپر
اشارت به آن است كه تمييز ميان مراد اللّه و ما فى الشرع در صورتى كه حكمت باطن بر خلاف حكم ظاهر باشد ، نه بر عامه مشكل است و بس ؛ بلكه بر خواص نيز مشكل است . و نيز تنبيه است بر آنكه طالب اهتدا را اقتدا به شيخ كامل واجب است . بايد كه در اعتقاد ، طالب به هيچ قولى از اقوال و فعلى از افعال شيخ راه نيابد و عيار اخلاق و اعمال كاملان را بر محك عقل و دانش خود نزند .
قوله :
مىبلرزد عرش از مدح شقى * [ . . . ]
اشارت به حديث : « اذا مدح الفاسق غضب الرب و اهتز لذلك العرش . « 5 » »
قوله :
[ . . . ] * بدگمان گردد ز مدحش متقى
يعنى هركه متقى است ، در شأن مادح شقى بدگمان مىگردد . يا آنكه شخصى متقى اگر به واسطهء مدح در حق شقى ، ظنّ نيك كند - گمان خير برد - اندر حقيقت بد باشد ،
هامش
( 1 ) الفتح ( 48 ) آيهء 10 : « آنان كه با تو بيعت مىكنند جز اين نيست كه با خدا بيعت مىكنند . »
( 2 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ؛ نك : از دريا به دريا ؛ ذيل بگذر .
( 3 ) الحجرات ( 49 ) آيهء 12 : « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، از گمان فراوان بپرهيزيد . زيرا پارهاى از گمانها در حدّ گناه است . »
( 4 ) در نسخهء ق : وهم .
( 5 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 4 . « هنگامى كه فاسقى ستوده مىشود ، پروردگار خشمناك مىگردد و عرش به لرزش درمىآيد . »