قوله :
مائده از آسمان شد عائده * چونكه گفت : « أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً » « 1 »
اشارت است به آيهء :
« رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ لَنا عِيداً . »
« 2 »
قوله :
هركه گستاخى « 3 » كند در راه دوست * رهزن مردان شده « 4 » نامرد اوست
رهزن مردان از اين جهت كه مردم به قول و فعل او از راه روند و متابعت مردان دين نكنند و از ارشاد اهل اللّه ، طبايع نفور شود .
قوله :
از ادب پرنور گشتست اين فلك * وز ادب معصوم [ و ] پاك آمد ملك
ادب زمين و آسمان آن است كه حق تعالى فرمود :
« ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً . »
« 5 » در جواب گفتند :
« أَتَيْنا طائِعِينَ . »
« 6 » و ادب ملك آنكه :
« قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ . »
« 7 »
قوله :
بُد ز گستاخى كسوف آفتاب * شد عزازيلى ز جرأت ردّ باب
در حديث آمده كه از گستاخى و ساءت عمل خلق ، حق تعالى آفتاب را منكسف مىگرداند تا باشد كه به اين آيت هايله متنبه شوند و از معاصى بازآيند و در دعا و طاعت افزايند . اگرچه اين معنى در اين مقام مناسب است ، اما با مصرع ثانى بيت موافقت ندارد . و نيز در دفتر ششم حضرت مولوى ، وجه كسوف را مطابق قاعدهء نجوم به نظم آوردهاند . پس در اين عمل نيز مقصود ايشان همان خواهد بود . و ابيات دفتر ششم اين است :
هامش
( 1 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد .
( 2 ) المائدة ( 5 ) آيه 114 : « اى پروردگار ما ، براى ما مائدهاى از آسمان بفرست ، تا ما را [ و آنان را كه بعد از ما مىآيند ] عيدى و نشانى از تو باشد . »
( 3 ) در نسخهء ق : بىباكى .
( 4 ) همان : شد و .
( 5 و 6 ) فصّلت ( 41 ) آيهء 11 : « . . . خواه ناخواه بياييد . گفتند : فرمانبردار آمديم » .
( 7 ) البقرة ( 2 ) آيهء 32 : « گفتند : منزهى تو . ما را جز آنچه خود به ما آموختهاى دانشى نيست . تويى داناى حكيم . »