از جمادى مردم و نامى شوم 86
چون كراهت رفت مردن رفع شد 87
چه خوش بىعاشقى از هر دوسر بى 87
ميل جان در حكمت است و در علوم 88
ليك اول آن بقا اندر فناست 89
چون فنا آمد شود جوينده لا 90
همه چيز از اوست 91
در معانى قسمت و اعداد نيست 93
نيست كسبى از توكل خوبتر 94
تدبير را با تقدير كارى نباشد 94
از توكل در سبب كاهل مشو 95
كسب كن پس تكيه بر جبّار كن 96
به هوا تأويل قرآن مىكنى 97
فعل ما آثار حق ايزد است 98
درفكن تدبير خود را پيش دوست 99
پس بد مطلق نباشد در جهان 100
با تو ياد هيچكس نبود روا 101
من گنهكار توام رحم بكن 101
نيكوان رفتند و سنتها بماند 103
در هواى عشق حق رقصان شوند 104
كم فشار اين پنبه اندر گوش جان 104
صد هزاران دام و دانه است اى خدا 105
هست بيدارى چو دربندان ما 107
مادر بتها بت نفس شماست 107
آب و خاك و باد و آتش بندهاند 108
دوزخت اين نفس و دوزخ اژدهاست 109
اين زبان چون سنگ و هم آهنوشست 110
كاملى گر خاك گيرد زر شود 111
علم و حكمت زايد از لقمهء حلال 112
روى در ديوار كن تنها نشين 113
در پناه لطف حق بايد گريخت 114
خلوت از اغيار بايد نى ز يار 114
اصل جرم و آفت و داغم تويى 115
خلق را بنگر كه چون ظلمانيند 119
در نماز اين خوشاشارتها ببين 119
كسب كردن گنج را مانع كى است 121
مثل 122
تو چه دارى و چه حاصل كردهاى 122
بحث كم جويند در ذات خدا 122
تفسير آيهء :
« وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ »
124
نردبان خلق اين ما و منى است 125
علم به جهل و كورى و عيب نفس به معرفت رساند 125
اى مغفّل رشتهاى بر پاى 127
اين جهان و اهل آن بىحاصلند 128
كل عالم صورت عقل كل است 131
احمد ار بگشايد آن پرّ جليل 134
بىجهت دان عالم امراى صنم 135
غافلند اين خلق از خود اى پدر 135
دوستان خدا بر باطن خود آگاهند 136
حكايت 136
كين گره كورند و شاهان بىنشان 137
در بيان قول رسول اللّه ( ص ) 138
راه حس راه خران است اى سوار 138