تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1257

مساهمون:

ص١٢٥٧

( 955 ) حق

آنكه دلها مىربايد هر نفس پنهان توئى * و آنكه جان هر لحظه مىبخشد به تنها آن توئى
آنكه داغ عاشقان را تازه سازد هر نفس * آنكه درد كهنه را در دم كند درمان توئى
آنكه هر دم لطف او آباد سازد عالمى * باز قهرش آنچه سازد مىكند ويران توئى
آنكه مستم مىكند هر لحظه از چشم و لبى * آنكه صيدم مىكند از تير هر مژگان توئى
آنكه هر دم جان بقربان رهت سازد منم * آنكه جان باشد حقير از بهر او قربان توئى
مقصد هر سالكى در هر رهى غير تو نيست * قبلهء ارباب دل اى جان توئى اى جان توئى
عيش و عشرت فيض را از تو غم و محنت ز تو * هم سر و سامان تو هم برهم‌زن سامان توئى « 1 »

( 956 ) جمال

خوش آن دم كز درم اى جان درآئى * درين غمخانهء هجران درآئى
شب تاريك هجران را كنى روز * چو خورشيد اى مه تابان درآئى
ببالين غريبى دردمندى * دمى اى مايهء درمان درآئى
سر افتاده‌اى بردارى از خاك * كنى لطف از در احسان درآئى
به پايت جان برافشانم ز شادى * گرم در كلبهء احزان درآئى
كباب از دل كشم پيش تو اى جان * گرم در سينهء بريان درآئى
هامش
( 1 ) - اصلى و عق برابر و در نسخ چاپى نيست .