( 885 ) قرب حق « ملمّع » « 1 »
يا مَنْ هُو اقْرَبُ مِن حَبْلِ وريدى * فى حبك فارقتُ قريبى و بعيدى
كندم دل از اغيار و بدادم به تو اى يار * ز آن روى كه قفل در ما را تو كليدى
مَن سافَرَ لا بدّله زاد بلاغ * الّا سفرى عندك زادى و مزيدى
انعامك قد تمّ و احسانك قد عمّ « 2 » * عصيانك يا ربّ بنا غير سديدى
ان نحن عَصيَانك فبه « 3 » معترفُونا * غفرانك يا ربّ لنا غير بعيدى
تو دوختى آن را كه به بيهوده دريديم « 4 » * هم دوختهء بيهدهء ما تو دريدى
چون خواهش تو خواهش ما را نگذارد * خواهش به تو داديم كن آن را كه مريدى
زير قدم حكم تو شد خاك سرّ فيض * تا بشنود از تو شهدائى و عبيدى
گر غير مرا غير قديم است جديدش * و اللّه هو اللّه قديمى و جديدى « 5 »
اى فيض بخوان از غزل مولوى اين را * بغداد همانست كه ديدى و شنيدى « 6 »
( 886 ) حق
ز تو كى توان جدائى ، چو تو هست و بود مائى * چو تو هست و بود مائى ، ز تو كى توان جدائى
دل خلق مىربائى به كرشمههاى پنهان * به كرشمههاى پنهان دل خلق مىربائى
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى و عق .
( 2 ) - چ پ ، چ ش : قد غم .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : عصينا فيه .
( 4 ) - چ پ ، چ ش : بريديم .
( 5 ) - اين بيت در اصلى نيامده و در متن عق هم روى آن خط كشيده شده .
( 6 ) - اين بيت از عق اضافه شد .