تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1173

مساهمون:

ص١١٧٣
گر ترا فهم درستى هست و طبع مستقيم * فكر خود « 1 » را در ره دنيا مجنبان « 2 » سلسله
حيف باشد صرف كردن بهر دنيا نقد « 3 » عمر * هست دنيا نزد عارف جيفه‌اى در مزبله
اكثر اهل نظر در راه عرفان عاجزند * از ذكاشان نيست در تاريكى ره مشعله
در پى هر آرزو هر دم به صد دل مىرود « 4 » * راه حق را چون ببيند « 5 » تا نگردد يكدله
حرف من با صاحبان عقل « 6 » و فهمست و شعور * آنكه او چيزى نمىفهمد ندارم زو گله
مردم فهميده بايد تا ز دانش « 7 » دم زند * كى رسد در ذيل عرفان دست و هم خر كله
زيركى بايد بفهمد رمز قرآن و حديث « 8 » * يا برد ره سوى تأويلات باى بسمله
جاهلى بينى كه هرّ از برّ ندانسته است هيچ * افكند در شش جهت از كوس دانش غلغله
( فيض ) تن زن با كه دارى اين خطاب و اين عتاب * نيست در محفل مگر گاوان دنيا مشغله
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : مكر خود . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : بجنبان . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : بهر دنيا صرف كردن . ( 4 ) - چ پ : او هم به صد ره مىرود ، چ ش : او هم به صد دل مىدود . ( 5 ) - چ ش : نبيند . ( 6 ) - چ پ ، چ ش : با صاحبان عقل است و . ( 7 ) - چ پ ، چ ش : ز آتش . ( 8 ) - چ پ : حريث .