( 805 )
خبرى اى صبا ز يار بگو * سخنى چند از آن ديار بگو
از كسى كو « 1 » قرار برد از دل * بر بىصبر و بىقرار بگو
يا ز من سوى او ببر خبرى * حال اين خستهء نزار بگو
خبر ديگران چو او پرسد * حرف من نيز زينهار بگو
ور ز من پرسد او و از غم من * حال زار دلفگار بگو
ور ببينى كه گوش مىدارد * از غم هجر بيشمار بگو
ور ببينى به تنگ مىآيد * كم كن از روى اختصار بگو
باز از هر چه بگذرد آنجا * خبرى سوى فيض آر بگو
( 806 )
اى صبا با يار سنگين دل بگو * چون رسانيدى سلام من به دو « 2 »
مستحقم من زكات حسن را * « لن تنالوا البرّ حتى تنفقوا » « 3 »
من اگر هرگز نيايم بر درت * تو نگوئى كه گدائى بود كو ؟
گر بميرم در غم عشق تو من * تو نخواهى كردم آخر جستجو
كو مروّت ؟ كو وفا ؟ كو مرحمت ؟ * حق خدمتها چه شد انصاف كو ؟
بر سر راهت فتم وز خود روم * تو نگويى كوست اين يا خاك كو
من گرفتم نيستت مهر و وفا * بارى از روى جفا حرفى بگو
گر سلامم را نمىگويى عليك * در جواب بنده دشنامى بگو
در دل من چاكها كردى به عمد * وز خطا هرگز نكردى يك رفو
پرسشى هرگز نكردى بنده را * در قفا هم بگذريم از روبرو
آهن سردى مكوب اى فيض رو * زين سخن بگذر رها كن گفتگو
هامش
( 1 ) - چ ش : گو .
( 2 ) - چ ش ، چ پ : بگو .
( 3 ) - اشاره به سوره آل عمران آيه 92 به شرح فهرست .