( 802 )
هجران جانان « 1 » تا به چند ، آن يار كو ، آن يار كو * وين سوزش « 2 » دل تا بكى ، دلدار كو ، دلدار كو
در سينه دلها شد طپان ، جانها ز تنها شد روان * تا كى بود آن رو « 3 » نهان ، ديدار كو ، ديدار كو
ذرات عالم مست او ، خورده شراب از دست او * نغمهسرايان كوبكو ، خمّار كو ، خمّار كو
افلاك سرگردان و مست ، خاكست مدهوش الست * در عالم بالا و پست ، هشيار كو ، هشيار كو
حلّاج محو آن جمال ، دستك زنان در وجد و حال * نغمهسرا كاى ذو الجلال ، آن داركو ، آن داركو
در دنيى و عقبى مپيچ جز حق همه هيچست هيچ * در دار عالم غير حق ، ديّار كو ، ديّار كو
حق در برابر روبرو بنموده رو از چارسو * كوران گرفته جستجو ، كان يار كو ، كان يار كو
منصور انا الحق مىزند ، من صور حق حق مىزنم * زين صور اناها شد فنا « 4 » جز يار كو ، جز يار كو
گر راست مىگويى تو فيض دم دركش و خاموش شو * آن را كه باشد محو يار ، گفتار كو ، گفتار كو
( 803 )
اى عاقلان ديوانهام ، زنجير زلف يار كو * بر شعلههاى شوق دل ، پروانهام دلدار « 5 » كو
هامش
( 1 ) - چ پ : جانا .
( 2 ) - چ پ ، چ ش : شورش .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : اين رو .
( 4 ) - چ پ ، چ ش : انا شاهد فنا .
( 5 ) - چ پ : پروانهء دلدار .