تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1063

مساهمون:

ص١٠٦٣

( 697 ) حق « 1 »

اى دل بيا كه بر در ميخانه جا كنيم * هر مستى « 2 » كه فوت شد از ما قضا كنيم
تا كى ز زهد خشك و گرانان صومعه * خود را سبك كنيم و دل از غصه وا كنيم
چندى ميان اهل صفا صاف مىكشيم * خود را به طور صاف‌كشان آشنا كنيم
گر صاف مى به ما ندهند اهل ميكده * ما درد خود به دُردى ساغر دوا كنيم
ساقى بيار مى كه به دل غصه شد گره * شايد به مى ز دل گره غصه وا كنيم
بى خود شويم يك نفس از جام وصل دوست * تا دردهاى خويش يكايك دوا كنيم
درهم دريم پردهء ناموس و ننگ را * زين طاعت ريائى خود را رها كنيم
ناموس و ننگ را به مى ارغوان دهيم * در دست عشق توبه ز زهد و « 3 » ريا كنيم
فيض از شراب عشق اگر جرعه‌اى كشيم * در راه دوست هم دل و هم جان فدا كنيم

( 698 ) حق « 4 »

كى باشد از جهان بدن سوى جان رويم * زان نيز بگذريم و وراى جهان رويم
از تن به جان ز جان سوى « 5 » جانان سفر كنيم * طىّ مكان كنيم و سوى لامكان رويم
شور و شغب كنيم پس پردهء صور * وين راه را ز چشم خلايق نهان رويم
كس ديد و كس نديد بپرّيم زين قفس * تا كوه قاف جانب عنقا روان رويم
تا چند اوفتيم درين آب و گل چو خر * چون عيسى از زمين بسوى آسمان رويم
تا چند اين چنين گذرانيم روزگار * گويند هست طور دگر آن چنان رويم
سوزيم در جحيم خودى فيض تا به كى * خود وا كنيم از خود و سوى جنان رويم
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : و آن مستى . ( 3 ) - چ پ : توبه زهد . ( 4 ) - عنوان از اصلى . ( 5 ) - چ پ ، چ ش : بجان سوى .