( 533 ) جمال « 1 »
اى كه با ما وعدهها كردى خلاف * از وفا و عهد و پيمانت ملاف
وعدههاى تو دروغ اندر دروغ * لافهاى تو گزاف اندر گزاف
چند غم را سر به جان من دهى ؟ « 2 » * در دل من بهر غم سازى مطاف « 3 »
چند غم در دور من گرد آورى ؟ * تا به گردم روز و شب آرد طواف
چند بافى بهر من از غم پلاس ؟ * چند سازى بهر من از غم لحاف
گاهم از شادى لباسى هم بدوز * بسترى از شادمانى هم بباف
جان نخواهى برد از دست غمش * فيض گفتم با تو حرف پاك و صاف
( 534 ) كمال « 4 »
فداى دوست نكرديم جان و دل صد حيف * به اختيار نرستيم ز آب و گل صد حيف
ز عشق حق نزديم آتشى « 5 » به جان نفسى * هميشه ز آتش ديويم مشتعل صد حيف
به كام دوست نبوديم يكنفس صد آه * رسيد دشمن آخر به كام دل صد حيف
جهاز عقبى باقى نمىكنيم دمى * به كار دنيى فانيم مشتغل صد حيف
گذشت عمر و نكرديم « 6 » از سر اخلاص * عبادتى كه زند سر ز نور دل صد حيف
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى .
( 2 ) - « سر بجان دادن » از اصطلاحات ويژهء كاشانيان .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : مصاف .
( 4 ) - عنوان از اصلى .
( 5 ) - چ پ : آشتى .
( 6 ) - چ پ ، چ ش : عمر نكرديم .