يار با ماست به هر جاى تو از جاى مرو * حرف اغيار دل آزار دروغست دروغ
آيد از حسنفروشى چو سروشى در گوش * كه چو من نيست به بازار دروغست دروغ
اعتمادى نبود بر سخن نوش لبان * آنچه گفت آن بت عيار دروغست دروغ
حسن آن يار وفاپيشه باقى حسن است * حسن اغيار جفا كار دروغست دروغ
يار يكتا بگزين از دو جهان دل برگير * وصف يك چيز به بسيار دروغست دروغ
از من راست شنو فيض ز هر كج مشنو * اوست حق هستى اغيار دروغست دروغ
محرم راز بجز عاشق صادق نبود * زاهد و دعوى اين كار دروغست دروغ
( 531 ) جمال « 1 »
ز عشق تو نرهيدم كه گفت رست ؟ دروغ * چرا كنند چنين تهمتى بدست دروغ
كه گفت دل به سر زلف ديگرى بستم * خداش در نگشايد چنان كه بست دروغ
كه گفت با دگرى بود مست و مى در دست * كجا و كى ؟ دگرى كه « 2 » ؟ چه مى ؟ چه مست ؟ دروغ
دروغ كس مشنو با تو من بگويم راست * نه راستست كه بر عاشق تو بست دروغ
به مهر غير نيالودهام دل و جان را * هر آنچه در حق من گفتهاند هست دروغ
ز فيض پرس اگر حرف راست مىپرسى * كه هرگزش به زبان در نبوده است دروغ
ز راستان سخن راست پرس و راست شنو * مگو و مشنو و باور مكن بدست دروغ
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى .
( 2 ) - چ ش : ديگرى .