تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 931

مساهمون:

ص٩٣١

( 536 ) عشق « 1 »

ز عشق جوى كرامت ، ز عشق جوى شرف * به غير عشق نباشد رهى به هيچ طرف
به غير عشق مكن هيچ كار اگر بكنى * غرامتست و ندامت تحسّرست و اسف
به عشق كوش كه فخرست عشق مردان را * مفاخران نرسدشان به غير عشق صلف
بكوش تا كه كند عشق رخنه در دل تو * ز سينه ساز براى خدنگ عشق هدف
به غير عشق منه دل كه زود بر گيرى * به غير عشق مكن نقد عمر خويش تلف
به هر طرف بمپوى و عنان به عشق سپار * برد ترا به همان ره كه رفت شاه نجف
ز من شنو سخن راست يار در دل ماست * به عشق كوش و برون آور اين گهر ز صدف
اگر تو غوص كنى در بحار گفتهء فيض * سفينه پر كنى از دُر كه آوريش به كف

( 537 )

در دل تنگم خموشى مىكند انبار حرف * محرمى كو تا بگويم اندك از بسيار حرف
حرفهاى پختهء سنجيده دارم در درون * گر به نطق آيم توانم گفت صد طومار « 2 » حرف
محرمى خواهم كه دريابد به حدس صائبش * از لب خاموش من بىمنّت اظهار حرف
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى ، در تمام نسخه‌ها برابر . ( 2 ) - عق : تومار .