تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 903

مساهمون:

ص٩٠٣

( 504 ) حق « 1 »

توشهء عام و بنده بندهء خاص * خدمتت را غلام با اخلاص
گر نوازيم از خواص شوم * ور كشى در غم ز خاص الخاص
هر كه در چون تو شاهدى دل بست * تا سر و جان نباخت نيست خلاص
دو جهان شد مسخّر حكمت * تا كه بر وحدت تو باشد ناص
مىكشد هر كجا كه مىخواهد * عاشقان را گرفته عشق نواص
هر دلى كه به دام عشق افتاد * نيست او را نه زان مفرّ نه مناص
شاهدان خلق را شهيد كنند * نه بر ايشان ديت بود نه قصاص
زانكه عشاق كشتهء عشقند * عشق را جايزست قتل خواص
سخن فيض چون شكر گردد * زان لب لعل اگر دهيش مصاص
« 2 »

( 505 ) جمال « 3 »

بر جمال تو هست خالت نص * خط بود نيز بر كمالت نص
نزد بينا دو شاهد عدلند * خال و خط هر دو جمالت نص
شاهد خط شود چو شاهد زور « 4 » * خال كتمان كند به حالت نص
نزد قاضى شود شهادت رد * محو گردد ز خطوخالت نص
چونكه آن زور كرد و اين « 5 » كتمان * چون توان كرد بر جمالت نص
نون ابرو و صاد چشمت نيز * هر دو هستند بر جمالت نص
يك به يك زين دو چون نكول كند * هر دو باشد بر انفعالت نص
باز چون خال و خط شود بىرنگ * هر دو باشند بر زوالت نص
بر ثبات خيالت اما هست * صورت اول خيالت نص
در سر فيض نقش اول حسن * هست بر حسن بىزوالت نص
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى . ( 2 ) - در كليهء نسخ بدون تفاوت . ( 3 ) - عنوان از اصلى . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : روز . ( 5 ) - چ پ ، چ ش : كرد اين .