چيكچيك كباب دل تا كى * سينه را چاكچاك خواهم كرد
زان لب و چشم ، مست خواهم شد * حلقه در گوش تاك خواهم كرد
عاقبت جان به وصل خواهم داد * بر سر هجر ، خاك خواهم كرد
بهر آن تا نجات يابد فيض * خويشتن را هلاك خواهم كرد
( 327 )
مرا درديست در دل نه چو هر درد * دواى آن نه در گرمست و نى سرد
دواى درد من درديست سوزان * كه آتش در زند در گرم و در سرد
دواى درد من درد رسائيست * كه از هر درد بيرون آورد گرد
دواى درد من درديست شافى * كه روبد از دل و جان گرد هر درد
طبيبى ، مشفقى ، ربانيى كو * كه دردم را تواند چارهاى كرد
دوايى خواهم از دست طبيبى * كه تا گردم سراپا جملگى درد
نمىبينم به عالم سرخ روئى * نهم تا بر در او چهرهاى زرد
به سوى اولياى حق نشانى * به نزد كيست يا رب از زن و مرد
بسى گشتم بسى جستم نديدم * كسى كو باشدش يك ذره زين درد
همه عمرم درين سودا بسر شد * نه مقصودم بدست آمد نه همدرد
بنه دل فيض بر دردى كه دارى * خوشا حال كسى كو دارد اين درد « 1 »
( 328 ) عشق « 2 »
بر دل و جان رواست درد ، در سر و تن چراست درد * تا كه رسد ز تن به جان تا نپزد « 3 » تمام مرد
هامش
( 1 ) - در كليه نسخ بىتفاوت .
( 2 ) - عنوان از اصلى .
( 3 ) - چ پ : تا كه شود ، چ ش : تا نپرد .