تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 767

مساهمون:

ص٧٦٧
از نام ما مگوئيد وز ما نشان مجوئيد * بىنام و بىنشانيم ما را كه مىشناسد
در هر جهت مپوئيد و اندر مكان مجوئيد * بيرون ز هر مكانيم ما را كه مىشناسد
ما را مكان نباشد ما را زمان نباشد * برتر ز اين و آنيم ما را كه مىشناسد
ما عاقلان مستيم ما نيستان هستيم * اقرار منكرانيم ما را كه مىشناسد
كم گوى فيض اسرار در در صدف نگهدار * ما بحر بىكرانيم ما را كه مىشناسد

( 323 ) حق « 1 »

خوش آنكه كشتگان غمش را ندا كنند * تا وعده‌هاى اهل وفا را وفا كنند
آن دم كه دوست گويد اى كشتگان من * از لذّت خطاب ندانم چها كنند
در شور و وجد و رقص در آيند عاشقان * از شوق دوست جامهء جان را قبا كنند
آن دم كه دوست پرسش بيمار خود كند * دردش يكان‌يكان همه كار دوا كنند
سر گر به پاى دوست فشانند عاشقان * هر دم براى دادن جان جان فدا كنند
عشاق اگر الست دگر بشنوند ازو * بى خود شوند و تا به قيامت بلى كنند
گر فيض محو دوست شود حالت نماز * كرّ و بيان قدس به او اقتدا كنند

( 324 ) كمال « 2 »

شاهدان گر جلوه بر ايمان كنند * كفر و ايمان هر دو را يكسان كنند
عارفان از عشق اگر گردند مست * رازها در سينه كى پنهان كنند
عاشقان را دوست هر دم جان نو * بخشد ايشان باز جان قربان كنند
زاهدان گر زان جهان هم بگذرند * اين جهان را روضهء رضوان كنند
عابدان گر بهر جانان جان كنند * عيشهاى نقد با جانان كنند
اهل دنيا گر ز صورت بگذرند * عيش را صافى و جاودان كنند
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى و در همهء نسخه‌ها برابر . ( 2 ) - عنوان از اصلى و در همهء نسخه‌ها برابر .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 767 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى