تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠

كمال

گه در غزلم سخن كشد جانب راز * گاهى به قصيده مىشود دور و دراز
نازم به رباعى سخن كوته كن * تا باز شود به حرف لب بندد باز

كمال

اى فيض بسى موعظه گفتى به عبث * در گوش نكردى دُر و سفتى به عبث
نورى به دل كسى نمىبينم « 1 » من * بس خانهء تاريك كه رُفتى به عبث

كمال

اى فيض بسى موعظه گفتى گفتى * بس گوهر بىنظير سُفتى سُفتى
يك خفته ز گفتهء تو بيدار نشد * احسنت كز اين فسانه خفتى خفتى « 2 »

كمال

اى فيض بس است آنچه خواندى بس كن * از هيچ فن اندرز نماندى بس كن
تا قوت گفتگوى بودت گفتى * اكنون كه ز گفتگوى ماندى بس كن
هامش
( 1 ) - چ پ : نمىبينى . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : گفتى خفتى .