ازبسكه بود بار گنه بر گردن * سر را نتوان راست به بالا كردن
روزى كه بپرسند ز اعمال بدم * سر پيش فكنده گريه خواهم كردن « 1 »
هر چند به كردههاى بد متّصفم * ليكن به گناه خويشتن معترفم
جا دارد اگر به اعترافم بخشند * در خارستان ابتلا ، معتكفم « 2 »
اى آنكه بجز تو كس نداند گنهم * در نامه بجز تو كس نخواند گنهم
چون لطف تو پردهء جميل افكنده * بگذار كه در پردهء بماند گنهم « 3 »
اى آنكه بسوى ما پناه آوردى * بر درگه ما چه زاد راه آوردى ؟
گر بر طمع عفو گناه آوردى * روى تو سفيد خوش سياه آوردى « 4 »
در راه هواى نفس مردم كردند * بر چهرهء عقل خويش گردم كردند
از دست من آه مىكشد ليل و نهار * در كالبد زمانه دردم كردند « 5 »
يا رب تو مرا به خواهش من مگذار * جان را به هواى طاعت تن مگذار
جان صاف كش ميكدهء تقديس است * معتاد صفا به درى دن « 6 » مگذار
يا رب تو مرا به كردهء زشت مگير * از معصيتم بگذر و طاعت بپذير
چون مهر تو و نبى و اولاد نبى * نزد تو شفاعتم كند دستم گير
هامش
( 1 ) - تنها رباعى از عق نقل شد و در قوافى آن هم اشكال است .
( 2 ) فقط از « عق » نقل شده .
( 3 ) فقط از « عق » نقل شده .
( 4 ) فقط از « عق » نقل شده .
( 5 ) - چ پ ، چ ش : فاقد اين رباعى .
( 6 ) - چ پ ، چ ش : دردى من .