تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
دم‌به‌دم زايد از عدم المى * به تكاپوى چرخ نيلىفام
هر نفس آيد از فلك بر دل * تيرى از تير و تيغى از بهرام
از زمين رنج و غصّه مىرويد * ز آسمان زهر ريزد اندر كام « 1 »
نه نشستن توان بخاطر جمع * نه غنودن توان به بستر كام « 2 »
نه توان ساعتى بسر بردن * كه گرانى نيايد از در و بام « 3 »
نه توان دوستى بدست آورد * كه بود در وفاى عهد تمام
نه توان يافت غير حرف از مهر * نه توان يافت از وفا جُز نام
نه به خلوت توان بسر بردن * نه ز يارى توان گرفتن كام
نه توان كرد دوستى آغاز * كش نباشد به دشمنى انجام
نه توان چيد يك گل بىخار * نه توان يافت دانه‌اى بىدام
نه توان ديد لاله‌اى بىداغ * نه توان سير دشت بىدد و دام
نه شرابى ، برى ز رنج خمار * نه گلابى ، عرى ز سقم زكام
پُر ز دعواى دانش و اسرار * تهى از دانش حلال و حرام
مبتدع در عبادت و طاعت * فاسق اندر لباس و شرب و طعام
كرده وسواس پاكى نيّت * چشم پوشيده از حلال و حرام
كرده بر خويش كارها دشوار * ننگ و ناموس كرده آن را نام
گه در افراط و گاه در تفريط * مىنگيرند ، در وسط آرام
گاه ظالم شوند و گه مظلوم * گه شكارند و گاه صاحب دام
گاه بهرام طعمهء گور است * گاه گور است طعمهء بهرام
گاه گردن به دعوى افرازند * گه در افتادگى و عجز تمام
هامش
( 1 ) - ج : مىفتد در كام . ( 2 ) - ج : اين بيت اضافه .بارد از فوق باردى هر دم * وارد از تحت واردى بر دام( 3 ) - ج : بيت اضافه :نه شبى را به گريه كردن روز * نه صباحى به خنده كردن شام