تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
گردد به يك كرشمهء او رمزها عيان * باشد نهان علم كسان آشكار فيض
بحر افاده‌اش چو شود موج زن ، شود * دريا ز تنگ حوصلگى شرمسار فيض
هفت آسمان چو حلقهء بيرون در بود * در محفلى كه نورفشانست نار فيض
بىشبهه عقد حلقهء درسش گره‌گشاست * حلّال مشكلات بود انتظار فيض
باشد كسى بعلم ، عَلَم كز ره هدى « 1 » * گردد معيد مدرس عرفان شعار فيض
ز اصحاب آنكه خلع بدن عادت وى است * باشد گل « 2 » سرسبد اعتبار فيض
آنان كه در هنر به نهايت رسيده‌اند * ترسند باز از محك اختيار فيض
گرد يتيمى است غبارى اگر رسد * بر گوهر دل كسى از رهگذار فيض
نى نى ، غلط ، غلط ، كه خيالى است اين محال * حاشا كه ديده و كه شنيده غبار فيض
چون آستان درگه قدس آشيان اوست * مصباح انس « 3 » و رايت امن منار فيض
حاشا كه راه يابد آنجا نزاع ، ليك * بهر قبول خاطر معنى شكار فيض
هامش
( 1 ) - تخلص و القابى است كه فيض بياران به شاگردان خود داده . ( 2 ) - اشاره به صاحبان كشف و كرامات است . ( 3 ) - انس تخلص يكى از يارانست كه قصيدهء وى بعد ازين ديده خواهد شد .